Morning Star

Shayan Habibi Viewpoint About Manuscripts , Movie Review And Analysis Of Information Technology

Morning Star

Shayan Habibi Viewpoint About Manuscripts , Movie Review And Analysis Of Information Technology

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «Michael Mann» ثبت شده است

Michael Mann



  مایکل مان زاده 1943  در شیکاگو




مایکل مان کارگردان، فیلمنامه نویس و تهیه کننده امریکایی که در سینما و تلویزیون فعال بوده و فیلمهایی چون "آخرین بازمانده موهیکان ها"، "مخمصه"، " نفوذی" و " دشمنان مردم"  را در کارنامه خود دارد.

 

"علی"  در سال 2001 اکران شد. فیلمی که در ژانر اکشن بیوگرافی به زندگی قهرمان بوکس محمدعلی کلی در خلال سال‌های ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۴ میلادی می‌پردازد. سبک و سیاق مان در این فیلم کمی دچار تغییر و تحول شد ، شاید همه منتظر حضور تقابل دوباره دو بازیگر بزرگ در یک پروژه عظیم مایکل مانی بودند. البته حضور دو ستاره بزرگ یعنی ویل اسمیت و جیمی فاکس برای فیلم کافی بود اما در کل علی کم فروغ تر از دو شاهکار قبلی مان بود و با فروشی 80 میلیونی در مقابل بودجه 100 میلیونی در گیشه هم موفقیتی بدست نیاورد. علی رغم تمامی انتقادات فیلم در دو بخش نامزد اسکار هم شد و به عنوان یک فیلم قابل قبول اما نه یک شاهکار در کارنامه هنری مایکل مان قرار گرفت.




 

 فیلم بعدی مان وثیقه نام دارد . محصول 2004 و بازگشت مان به ژانر اکشن جنایی . با حضور دو ستاره مطرح هالییود یعنی تام کروز و جیمی فاکس . مان با ساخت این فیلم دوباره خود را در قلب سینما دوستان قرار داد. داستان سیاه وثیقه بیننده را در دل فیلم فرو می برد البته در کنار روال تلخ داستانی فیلم ، شوخ طبعی فیلم نامه نویسان از مهمترین نقاط قوت فیملنامه وثیقه( نوشته استوآرت بیتی ،مایکل مان و فرانک دارابونت ) است. میتوان تام کروز را با بازی فوق العاده اش در وثیقه مظهر این تلخی وسیاهی ، و در کنار او جیمی فاکس را مظهر شوخ طبعی در نظر گرفت و تا پایان فیلم این دو مکمل یکدیگر هستند. فیلم با فروش 220 میلیون در مقابل بودجه 60 میلیونی و نامزدی دو جایزه اسکار با بخت و اقبال خوبی هم مواجه بود .



.


میامی وایس هشتمین اثرسینمایی مایکل مان در سال 2006 آماده اکران شد. فیلمی در ژانر اکشن جنایی درباره دو کاراگاه و باز هم حضور دو ستاره مطرح هابیوود کالین فارل و جیمی فاکس . مان فیلنامه را بر اساس داستانی از آنتونی یرکویچ نوشته و تقابل دو کاراگاه پلیس میامی و مبارزه آنها را با عملیات قاچاق مواد مخدر دنبال می کند. فیلمی راضی کننده از مان با فروش 160 میلیونی و بازی بسیار خوب دو ستون اصلی فیلم یعنی کالین فارل و جیمی فاکس.

 

و اما دشمنان ملت نام آخرین فیلم مایکل مان تا کنون که در سال 2009 اکران شد و توانست نظر منتقدان به خود جلب کند. اینبار مان به سراغ کتاب تحلیلی برایان بیورو درباره تبهکاری به نام جانی دلینجر با عنوان: (دشمنان مردم: بزرگ‌ترین موج جنایی آمریکا و تولد اف‌بی‌آی از ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴) رفته است. همچنان مان دو ستاره بی رقیب هالیوود را برای پروژه اش در نظر گرفته بود و این بار دو ستون محکم فیلم مان را جانی دپ و کریستین بیل تشکیل دادند. بازی هر دو در این فیلم ماندگارو تکرار نشدنی ست . این فیلم نسبت به فیلم‌های دیگر مایکل مان این برتری را دارد که با دوربین‌هایی دیجیتال با لنزی بسیار حساس فیلمبرداری شده‌است.







جانی دپ نقش تبهکار مسلح و حرفه‌ای یعنی جانی دیلینجر را بازی می‌کند تبهکاری که در فاصله میان مه ۱۹۳۳ تا ژوئیه ۱۹۳۴ از ده‌ها بانک سرقت کرد و نزدیک به ۳۰۰ هزار دلار ربود که معادل پنج میلیون دلار امروز است.در ابتدا قرار بود تا فیلم به صورت تلویزیونی و با بازی دی کاپریو آغاز شود اما به دلیل خلل در انجام پروژه و تعویق سه سالهٔ آن، سرانجام با جدا شدن دی کاپریو و پیوستن جانی دپ، مایکل مان مصمم به ساخت این فیلم سینمایی شد.   کریستین بیلهم در مقابل دپ نقش ملوین پرویس را بازی می کند.نقش مامور اف بی آی که قرار است دیلینجر را دستگیر کند. البته نباید از بازی خوب ماریان کوتیلارد در نقش بیلی فرچت معشوقه دیلینجر بگذریم . تمامی شخصیت های فیلم حقیقی هستند اگر چه مان در شخصیت پردازی ها بسیار متفاوت نسبت فیلمهای قبلی بر اساس زندگی دلینجر عمل کرده اما این قضیه با نظر مثبت بسیاری از منتقدان و تحلیلگران در رسانه رو به رو شد :

 

اثری عمیق و زیبا... مالونا درگیس-منتقد نیویورک تایمز

 مایکل مان در این فیلم به تغییر روند سینما کمک می‌کند...مالونا درگیس-منتقد نیویورک تایمز

مان در این فیلم تحرکی نفسگیر را تداوم می بخشد.اسکات فونداس-منتقد ویلیچ وویس

میکل مان،  جانی دپ و کریستین بیل شدت عاطفی لحظه آخر را درباره مردان جان سخت بالا برده اند.مایکل اسکارگا



کارنامه فیلمسازی مایکل مان

 Thief 1981

The Keep 1983

Manhunter 1986

The Last of the Mohicans 1992

Heat 1995

The Insider 1999

Ali 2001

Collateral 2004

Miami Vice 2006

Public Enemies 2009

 

 

خواهشمندم به منظور استفاده از مطالب این وبلاگ، نام نویسنده را در پایان ذکر کنید. باتشکر شایان حبیبی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۳ ، ۱۵:۱۶
shayan habibi

 Michael Mann



  مایکل مان زاده 1943  در شیکاگو

 

مایکل مان کارگردان، فیلمنامه نویس و تهیه کننده امریکایی که در سینما و تلویزیون فعال بوده و فیلمهایی چون "آخرین بازمانده موهیکان ها"، "مخمصه"، " نفوذی" و " دشمنان مردم"  را در کارنامه خود دارد.


اما حالا نوبت به دوره اوج فیلمسازی مان می رسیم ، ظهور سبک و سیاقی تازه در صنعت فیلمسازی توسط مان ،تکنیک هایی ماندگار تا به امروز و الگویی بی نظیر برای فیلم سازان آینده.

 

دوره اوج فیلمسازی مان سال 1995 آغاز شد . فیلمی با حضور دو ستاره بی مانند هالیوود یعنی آل پاچینو و رابرت دنیرو.حضور دو بازیگری که در دهه  80 و 90 تنها حضور یکی از آنها میتوانست دلیل موفقیت تجاری یک فیلم باشد . دو رقیب که بعد از شاهکار ماندگار پدر خوانده 2 هیچگاه در یک فیلم حضور نداشتند ( البته در پدرخوانده 2 هیچ سکانس مشترکی نداشتند ) . مخمصه اولین فیلمی بود که این دو در مقابل یکدیگر و در سکانسهایی مشترک به ایفای نقش پرداختند و مان رویای بسیاری از سینمادوستان را تحقق بخشید و اما نه در یک فیلم صرفا تجاری . فیلمی در ژانر اکشن جنایی  که بسیار مهیج ساخته شده و فیلمنامه ی بی نقص آن نشان از هوش بالای مایکل مان دارد.




اگر چه آکادمی اسکار آن چنان که باید و شاید ارزشی برای این فیلم که در ژانر خود جزو 10 فیلم برتر تاریخ سینماست، قائل نشد و آن را فیلمی تجاری پنداشت اما با عکس العمل شدید منتقدین و مخاطبان روبه رو شد.


اکنون با اشاره به یکی از سکانس های ماندگار مخمصه به سراغ  فیلم بعدی مان می رویم. سکانس رستوران و روبرو شدن رابرت دنیرو و آل پاچینو در آنجا می‌باشد. باید اشاره کرد که بسیاری از منتقدان بازی آل پاجینو و دنیرو رادر این قسمت مبنای خوبی برای مقایسه توانایی فوق العاده آن دو در بازی می‌دانند. اگرچه بیشتر منتقدین بازی پاچینو را در این صحنه چشم نواز تر عنوان کردند اما عده ی زیادی از تحلیلگران ومنتقدان مطرح سینما بر این عقیده اند که نمیتوان در این فیلم به طور کامل این دو بازیگر را با هم مقایسه کرد زیرا هر کدام سبک وشیوه خاص خود را دارند و حضور هر دو باعث موفقیت و جذابیت فیلم شده است.

( رابرت دنیرو در کتاب خاطرات خود و در اشاره به سکانس رستوران و رودررو شدن خود با پاچینو که برای اولین بار بوده، گفته است که شخصیت آل پاچینو و طرز نگاه کردن او طوری بود که نمی‌توانستم مستقیم به چشم هایش نگاه کنم و به بندهای کفشش نگاه میکردم و کارگردان هم برای این صحنه دوربینی پشت سر آل پاچینو قرار داده بود و در واقع شخصی که من پر قدرت بهش ذل زده بودم پاچینو نبود.)




 به نوعی میتوان گفت در مخمصه  دنیرو و پاچینو مکمل یکدیگر هستند ، هر دو ستونهای محکم فیلم به حساب می آیند و بازیشان تا ابد در ذهن دوستداران سینما باقی خواهد ماند.


پنجمین فیلم بلند مایکل مان در سال 1999 آماده اکران شد . نفوذی  فیلمی با حضور دوباره ی آل پاچینو ، و حالا مقابل پاچینو بازهم ستاره ای مطرح به بازی پرداخت یعنی راسل کرو . فیلمی در ژانر درام و فوق العاده مهیج با فیلمنامه ای بسیار قوی نوشته اریک راس و مایکل مان با داستانی فوق العاده جذاب. اینبار حتی آکادمی اسکار هم اگر چه جایزه ای به فیلم اختصاص نداد اما آن را در هفت بخش نامزد جوایز متعدد نمود . در آینده به نقد کامل این شاهکار خواهم پرداخت و هم اکنون به همین چند خط بسنده میکنم .


 


کارنامه فیلمسازی مایکل مان

Thief 1981        

The Keep 1983 

Manhunter 1986           

The Last of the Mohicans 1992

Heat 1995

The Insider 1999            

Ali 2001            

Collateral 2004

Miami Vice 2006            

Public Enemies 2009


ادامه دارد ....



خواهشمندم به منظور استفاده از مطالب این وبلاگ، نام نویسنده را در پایان ذکر کنید. باتشکر شایان حبیبی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۳ ، ۱۴:۴۴
shayan habibi

در آغاز کار وبلاگ در زمینه تحلیل آثار سینمایی ترجیح دادم در ابتدا به نقدهای کلی درباره کارگردانان مطرح سینمای جهان و مروری بر کارنامه فیلم سازی و اشاره های اجمالی بر ویژگی های منحصر به فرد این آثار بپردازم. و به تدریج به سراغ آثار مهم و تحلیل کامل و جامع آنها خواهم رفت.

Michael Mann



 مایکل مان زاده 1943 در شیکاگو

مایکل مان کارگردان، فیلمنامه نویس و تهیه کننده امریکایی که در سینما و تلویزیون فعال بوده و فیلمهایی چون "آخرین بازمانده موهیکان ها"، "مخمصه"، " نفوذی" و " دشمنان مردم"  را در کارنامه خود دارد.

او در دانشگاه " ویسکانسین مدیسون " زبان انگلیسی خواند و به تاریخ، فلسفه و معماری علاقه مند بود. او با دیدن فیلم " دکتر استرنج لاو" ساخته استنلی کوبریک به سینما و صنعت فیلمسازی علاقه مند شد.

شهرت مایکل مان به واسطه نامزدی در مراسم اسکار و جوایز مختلف دیگر و البته ساخت فیلم هایی با سبک و سیاق متفاوت است. او در فیلمهایش به شکل خاصی شخصیتهای واقعی را درک و آنها را بازسازی میکند؛


بعد از اینکه هفت سال در بریتانیا به مدرسه‌ سینمای لندن رفت، همراه با هم نسل‌هایش "آلن پارکر"، ریدلی اسکات و "آدریان لین" به ساخت آگهی‌های تبلیغاتی و فیلمهای کوتاه پرداخت.

.

اولین کار سینمایی موفق مایکل مان به عنوان کارگردان فیلم "سارق" با بازی درخشان "جیمز کان" بود. تریلر هوشمندانه‌ای که در آن با استفاده از سبک خاص خود ثروت و احساس را در مقابل هم قرار داده است


پس از چند سال مایکل مان، "شکارچی انسان" اقتباسی از رمان "اژدهای قرمز"، اثری هانیبالی با بازی "برایان کاکس" را ساخت. فیلم بعدی او "محافظ" بود که در سال 1983 بازنگری اشغال رومانی توسط نازی‌هاست که به آن جنبه‌‌ ماوراالطبیعه داده شده است


در سال 1992 فیلم اقتباسی او از کتاب "فنیمور کوپر" با نام "آخرین بازمانده موهیکان‌ ها" با اقبال عمومی روبرو شد. وی در این فیلم با همکاری فیلم‌نامه‌ نویس معروف "کریستوفر کرو" توانست فضایی ایجاد کند که در آن ستمگری، غیرتمندی، دل‌خستگی، انتقام جویی و غرور موجود در جامعه‌ سرخپوستی را در قالب یک فیلم حماسی تاریخی به خوبی نمایش دهد. بازی فوق العاده دنیل دی لوییس از ستونهای اصلی فیلم به حساب می آید




کارنامه فیلمسازی مایکل مان

Thief 1981        

The Keep 1983 

Manhunter 1986           

The Last of the Mohicans 1992

Heat 1995

The Insider 1999            

Ali 2001            

Collateral 2004

Miami Vice 2006            

Public Enemies 2009


ادامه دارد ...

خواهشمندم به منظور استفاده از مطالب این وبلاگ، نام نویسنده را در پایان ذکر کنید. باتشکر شایان حبیبی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۳ ، ۱۴:۱۷
shayan habibi
سالیان دراز شخصیت منفی در فیلم های هالیوودی «آدم بده هایی» بودند که با لهجه خاصی صحبت می کردند و نه حس گذشته را به ما انتقال می دادند و نه آینده را. اما فیلمنامه نویسانی که برای این مقاله با آنها مصاحبه شده، گامی پیش تر می روند و زندگی شخصیت های منفی خود را برای ما تشریح می نمایند و به ما کمک می کنند که از چند و چون اعمال خبیثشان سر در بیاوریم. در فیلم های این فیلمنامه نویسان قصه جنایی در مرحله دوم قرار دارد. در واقع آن چه که در ذهن شخصیت ها می گذرد موتور جلو برنده فیلم را تشکیل می دهد.
 

برای مایکل مان (سازنده فیلم هایی چون مخمصه، دزد، شکارچی انسان) پرداخت شخصیت های پیچیده، جذاب ترین و مهمترین بخش فرایند قصه پردازی است: «چرا که چنین شخصیتی در حاشیه و بیرون از ساختارهای ارزشی ما زندگی می کند. وقتی که شما اصطکاکی میان او و اجتماع بوجود می آورید جرقه ای بوجود می آید و شما در ان صورت است که می توانید یک درگیری نا معمول پدید آورید.»

پرداخت چنین شخصیتی ابزار خارق العاده ای برای روایت کردن یک داستان نامتعارف است. غالب «تبهکاران» فیلم های مایکل مان، ریشه در واقعیت ملموس دارند. چنین پرداختی مقادیر زیادی تحقیق و پژوهش می طلبد و او دوست دارد که به معنای واقعی کلمه، خود را در دنیایی که درباره اش می نویسد غوطه ور سازد. سر کردن با مامورانی که با چنین موجوداتی سروکار دارند از جمله فرایندهای کاری او را تشکیل می دهد.
 

شخصیت های او غالباً ملغمه ای از شخصیت ها مختلف است. به عنوان مثال شخصیت نیل مکولی در فیلم مخمصه بر اساس شخصیت فردی با نام واقعی نیل مکولی نوشته شد که در زد و خوردی، توسط یکی از دوستان پلیس مایکل مان در سال 1963 در شیکاگو به قتل رسید: «این اتفاق هنگامی افتاد که این دو نفر همدیگر را در کافه ای ملاقات کردند و احساس کردند که یکی از ان ها احتمالاً دیگری را خواهد کشت.»

مایکل مان معتقد است که شناخت ویژگی های فردی یک آدم برای ساختن و پرداختن شخصیت منفی اهمیت زیادی دارد: «باید دانست که دوران بچگی و مدرسه اش چگونه گذشته است؟ چه نوع رابطه ای با خانواده خود داشته است؟ آدم منظمی بوده یا شلخته؟ نظام ارزشی او از چه قرار است؟ جامعه خود را چگونه می بیند؟ تمامی این چیزها به علاوه وجود آدمی که از خون و گوشت ساخته شده چیزی است که دست آخر، یک موجود انسانی تمام عیار و پیچیده را می سازد. این هدف من است. دلم می خواهد یک انسان پیچیده سه بعدی بسازم. معتقدم تمامی شخصیت ها وقتی جان می گیرند که به همان پیچیدگی خود ما باشند. منظورم این است که پر از تناقض باشند. چرا که همگی ما موجوداتی گر از تناقض و تضاد هستیم.»
 
مثلاً شخصیت نیک مکولی در فیلم مخمصه به عدم وابستگی اعتقاد دارد: «بخشی از اعتقادات او این است که هم چون مردی نامرئی زندگی کند. می خواهد در کاری که انجام می دهد خطر را به حداقل برساند. به همین خاطر است که او کت و شلوارهای خاکستری و پیرهن سفید می پوشد. دلش نمی خواهد ظاهرش توی چشم بزند که به یاد بماند. او خود مردی «خاکستری» است. آدمی در میان آدم های دیگر که به قهوه خانه های تاریک و غم گرفته رفت و آمد دارد. همه چیز نامرئی و معمولی به نظر می رسد. در عین حالی که مک کولی به اعمال جنایت کارانه خود ادامه می دهد کمتر نیز خطر می کند. هر چه دستمزد را بالاتر می برد بخت تاب آوردن و ماندنش نیز بیشتر می شود.
 
 
تضاد وقتی رخ می دهد که مک کولی عاشق ادی می شود. یعنی به عبارت دیگر به اعتقاد و طرز فکر همیشگی خود پشت پا می زند. فکر می کند اگر این دختر او را همراهی نکند هدف او یعنی برداشتن آن پول و فرار کردن بی معناست. احساسات از او آدمی متفاوت می سازد و همین است که در نهایت سقوط او را باعث می شود. نقص مک کولی – یعنی دل به احساسات خود سپردن – این آدم خبیث را در حد من و شما می کند. همگی ما در گذشته ای دور و نزدیک اسیر احساسات خود شده ایم و بدین جهت است که با او همذات پینداری می کنیم و به رغم آن که او یک «تبهکار» به تمام معناست، ما دلمان می خواهد که او موفق شود.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۳ ، ۱۳:۵۷
shayan habibi