Morning Star

Shayan Habibi Viewpoint About Manuscripts , Movie Review And Analysis Of Information Technology

Morning Star

Shayan Habibi Viewpoint About Manuscripts , Movie Review And Analysis Of Information Technology

مصاحبه جدید کریستوفر نولان

دوشنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۳، ۰۲:۱۸ ب.ظ

این گفت و گویی است با نابغه قرن کریستوفر نولان، سازنده برترین فیلمهای قرن بیست و یکم، آثاری که هم در گیشه و هم در نگاه منتقدان بسیار موفق بوده اند.


 

ممنتو، بی خوابی، 3 گانه شوالیه تاریکی ، پرستیژ و تلقین (اینسپشن) با ستایش فراوانی روبرو شدند و حالا نولان، درام علمی- تخیلی و پرخرج اما جذاب «بین ستاره ای» که همراه برادرش جاناتان نولان نوشته را روی پرده دارد.

 

ساخت فیلم بین ستاره ای 160 میلیون دلار هزینه داشته اما تاکنون بیش از 650 میلیون دلار در سراسر دنیا فروخته و در بین 10 فیلم پرفروش سال 2014، تنها اثری است که بازسازی، دنباله یا اقتباس نبوده و کاملا اوریجینال است.

 

نولان 44 ساله که در لندن به دنیا آمده، اگرچه برای نوشتن ممنتو (همراه برادرش) و تلقین نامزد اسکار بهترین فیلمنامه شده اما عجیب اینکه هیچ وقت نامزد اسکار بهترین کارگردان نبوده است. 

هالیوود ریپورتر گفت و گوی مفصلی با این کارگردان موفق انجام داده که بخش هایی از آن را می خوانید:

 

گفته ای که از دنیای فیلم های مستقل آمده ای. اولین فیلم بلندت چطور ساخته شد؟ و این فیلم بود که تو را به هالیوود کشاند؟

«تعقیب» را با فیلم 16 میلی متری سیاه و سفید و همراه چند تا از دوستانم ساختم. هر شنبه فیلمبرداری داشتیم. در طول هفته کار می کردم تا پول در بیاورم و هزینه ساخت فیلم را از جیب خودم بدهم؛ هر شنبه حدود 10 دقیقه می توانستیم فیلم بگیریم، و تعداد این شنبه ها مشخص و محدود بود و یک سال طول کشید. هر بار فقط یک یا دو برداشت داشتیم و در نهایت یک فیلم 70 دقیقه ای ساخته شد. پس ما یک سال برای ساختنش وقت گذاشتیم و خیلی زمان برد تا تمام شود ولی وقتی داشتم تدوینش را تمام می کردم، «اما» یک پیشنهاد شغلی از لس آنجلس دریافت کرد و به اینجا آمد. من هم تابعیت آمریکا داشتم، بنابراین به نظر ایده خیلی خوبی می آمد که به اینجا بیایم و ببینم می شود اولین فیلم مان را به یک جشنواره بفرستم یا نه؛ بنابراین به اینجا نقل مکان کردیم. من یک کار به عنوان بازبین فیلمنامه پیدا کردم و با هم شروع کردیم به فرستادن نوار فیلم به جشنواره ها. در نهایت جشنواره فیلم سن فرانسیسکو آن را قبول کرد و این یک جور شروع برای ما بود. فیلم را از سن فرانسیسکو به تورنتو و اسلمدنس بردیم و یک شرکت آن را پخش کرد. و همزمان فیلمنامه ممنتو را می نوشتم. زمان بندی اش فوق العاده بود چون اغلب اگر بتوانی در جشنواره ها یک کم جلب توجه کنی، یک کم موفق شوی، آدم های این کار می پرسند:«خب، بعدش می خواهی چه کار کنی؟ و مساله این است که اگر چیز مشخصی نداشته باشی، نمی توانی از این فرصت استفاده ببری. من آن موقع فیلمنامه را کامل داشتم، بنابراین در جواب شان می گفتم:«خب، می خواهم روی این کار کنم.

 

گاهی مردم یادشان می رود که وقتی ممنتو بیرون آمد، فقط 30 سالت بود

آره، حدود 2 سال کم کم شکل گرفت، اما به نظرم وقتی برای اولین بار اکران شد، 30 سالم بود.

 

فیلمسازی، فیلمسازی است؛ اما باید آن موقع حس متفاوتی می داشتی، چون برای اولین بار یک بودجه چند میلیون دلاری در اختیارت بود

خیلی متفاوت. مردم اغلب از من درباره بتمن و این چیزها می پرسند اما راستش بزرگ ترین پرش من در حرفه ام، از تعقیب به ممنتو بود؛ از کار با دوستانت و خرج کردن پول خودت و ریسک روی زمان و تلاش خودت، به خرج کردن میلیون ها دلار پول یک نفر دیگر و داشتن یک گروه درست و حسابی با کامیون ها و وانت ها و این قبیل چیزها که هست. و تازه با استانداردهای هالیوود فیلم خیلی کوچکی بود حدود 3 و نیم یا 4 میلیون دلار- اما برای من خیلی زیاد بود و فشار عظیمی روی من بود. فیلمبرداری خیلی سریع انجام شد. 25 روز و نیم، و این باعث شد اداره کار راحت تر شود چون فشار خیلی زیاد بود اما 5 هفته طول کشید و بعد توی اتاق تدوین بودم و با یک نوع فشار دیگر سر و کار داشتم و باید 5 هفته ای تمامش می کردیم شرایط دیوانه وار بود و فشار خیلی زیادی وارد می شد. ولی اما کنارم بود و جان هم آن دور و بر بود

 

 

در ادامه، بخش دوم گفت و گو با این کارگردان انگلیسی را می خوانید:

 

خیلی انتظار بتمن را کشیده بودی؟ چیز خاصی بود که می خواستی توی این فیلم نشان دهی؟

آره. پیشنهادش خیلی جالب پیش آمد؛ مدیر برنامه هایم، دن آلونی، زنگ زد و گفت:«بعید است که علاقه ای داشته باشی ولی برادران وارنر بدجوری دنبال این هستند که با بتمن یک کاری بکنند.» در آن زمان هیچکسی از بازسازی حرف نمی زد، چون اصلا چیزی وجود نداشت؛ بنابراین واقعا این سوال مطرح بود که «می خواهی با این فیلم چه کار کنی؟» در جوابش گفتم:«خب، راستش این چیزیه که بهش علاقه دارم»؛ چون یکی از فیلم های فوق العاده ای که تحت تاثیرش بودم، سوپرمن (1978) بود که تاثیر عظیمی روی من گذاشت. هنوز تبلیغ هایش را یادم هست، فیلم و همه این چیزها یادم مانده؛ برایم کاملا روشن بود که بتمن تیم برتون (1989) هر چقدر هم که درخشان بوده باشد و خیلی درخشان بود- و توی دنیا سر و صدا کرد، از جنس داستان اصلی نبود خیلی تیم برتونی بود، یک شاهکار گوتیک بود. اما این جای خالی باقی ماند؛ سوپرمن را در 1978 ساخته بودند اما هیچ وقت بتمن را آن جوری نساخته بودند، که بتوانی داستان اصلی را ببینی، جایی که دنیا همین دنیایی است که ما در آن زندگی می کنیم ولی این شخصیت خارق العاده هم هست؛ اتفاقی که در سوپرمن ساخته دیک دانر افتاد. بنابراین من به استودیو رفتم و گفتم:«خب، باهاش این کار رو می کنم.» حتی نمی دانم اولین بار چه کسی اصطلاح بازسازی یا این چیزها را راه انداخت، اما بعد از فیلم «بتمن آغاز می کند» بود؛ بنابراین هیچ مرجعی نداشتیم که یک چیزی را از نو بسازیم. یک جورهایی این شکلی بود: هیچکس تا حالا این داستان اصلی را این طوری نساخته، با آن مثل یک فیلم اکشن برخورد نکرده اند، یک جور اکشن مدرن بزرگ.

 

چطور درگیری «بین ستاره ای» شدی؟ و می خواستی چه بگویی؟

این پروژه در اصل توسط لیندا اوبست پرورده شد. او یک دوست منجم داشت و رویای شان این بود که یک فیلم علمی- تخیلی بسازند که در آن وجوه عجیب و غریبی را نشان بدهند که از علم فاصله داشته باشد. آنها در اصل در کمپانی پارامونت با استیون اسپیلبرگ روی این فیلم کار کردند و برادر من را هم برای نوشتن قصه و فیلمنامه استخدام کردند. من و او با هم درباره همه چیز حرف می زنیم، چه روی یک چیزی کار کنیم و چه کار نکنیم؛ بنابراین در 4 سالی که روی این داستان کار می کرد، راجع به آن شنیده بودم و واقعا حس می کردم فرصت خارق العاده ای است تا داستان خیلی ملموسی را درباره روابط انسانی و تضادش با اتفاقات در مقیاس کیهانی تعریف کنم. بنابراین وقتی فرصتش را پیدا کردم تا درگیر این فیلم شوم، می خواستم قاپش بزنم چون حس می کنم این جور فرصت ها خیلی کم هستند و بین شان خیلی فاصله است

 

چند تا از فیلم هایت تلقین، 3 گانه بتمن و بین ستاره ای- با عوامل فنی و ستاره های بزرگی ساخته شده اند؛ با بعضی از آنها هم مداوم کار کرده ای. نظرت راجع به کار کردن با بازیگرها چیست؟

عاشقش هستم و عاشق ایجاد رابطه با بازیگران هستم تا بتوانم بیش از یک بار با آنها کار کنم؛ کاری که من با بازیگران متعددی انجام داده ام؛ به خصوص مایکل (کین) و همین طور کریستین (بیل). فکر می کنم چیزی که یاد گرفتم، به ویژه در بی خوابی از آل پاچینو، این است که در کار بازیگران یک سطحی از رمز و راز هست. یک قابلیت مرموزی در کارشان هست که از تکنیک فنی بازیگری فراتر می روند و ورای آن عمل می کنند. فهمیدم که ارزش زیادی برای این کار قایل هستم اگرچه درکش نمی کنم، خودم نمی توانم انجامش بدهم، من بازیگر نیستم و زیاد راجع به بازیگری نمی دانم؛ اما به نظرم قابلیت زیادی دارم که از آن بهره برداری کنم، که شرایطی فراهم کنم تا این اتفاق بیفتد

 

واقعیت دارد که نه ای میل داری و نه تلفن همراه؟

درست است.

 

چطور امکان دارد؟ آدمی که می تواند از نظر فنی چنین کارهای شگفت انگیزی انجام دهد، وسایل اولیه را نداشته باشد

خب، هیچ وقت از ای میل استفاده نکرده ام چون به کاری که انجام می دهم هیچ کمکی نمی کند در مورد تلفن همراه هم مثل این ضرب المثل است که «توی نیویورک هیچ وقت یک متر از موش ها دور نیستی»؛ من هم هیچ وقت یک متر از تلفن همراه دور نیستم. منظورم این است که 10 نفر دور و بر من هستند و همه شان هم تلفن دارند، بنابراین وقتی به من احتیاج است، دسترسی به من خیلی راحت است. وقتی این کار را شروع کردم، کسانی که تلفن همراه داشتند زیاد نبودند، من هم نداشتم، هیچ وقت هم لازم ندیدم یکی داشته باشم، خیلی خوش شانس بوده ام که مداوم کار کرده ام و بنابراین همیشه یکی بوده که روی شانه ام بزند و اگر لازم باشد، تلفن را دستم بدهد. راستش زیاد دوست ندارم داشته باشم چون به من فرصت فکر کردن می دهد. وقتی تلفن هوشمند داشته باشی و 10 دقیقه وقت آزاد هم داشته باشی، شروع می کنی به نگاه کردن و کار با آن.

 

فیلم محبوب ات در سال 2014 که بین ستاره ای هم نباشد کدام است؟

(می خندد) خب، نمی دانم باید به این جواب بدهم یا نه، چون همه فیلم ها را ندیده ام. وقتی کار می کنم نمی توانم درست فیلم ببینم. تازه کارم را تمام کرده ام بنابراین همه را ندیده ام. می گویم پسرانگی  (boyhood)؛ فیلم لینکلیتر خارق العاده است، منظورم این است که شکی در آن نیست.

 

مترجم : اشکان نعمت پور

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۱۲/۰۴
shayan habibi

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">