Morning Star

Shayan Habibi Viewpoint About Manuscripts , Movie Review And Analysis Of Information Technology

Morning Star

Shayan Habibi Viewpoint About Manuscripts , Movie Review And Analysis Of Information Technology

تحلیل فیلم Shadow Of A Doubt - نقد اول

شنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۵۲ ب.ظ

سایه یک شک -     Shadow Of A Doubt



تحلیل فیلم سایه یک شک    Shadow Of A Doubt

محصول 1943 آمریکا – کارگردان : آلفرد هیچکاک (Alfred Hitchcock) – فیلنامه نویسان : تورنتن وایلدر (Thornton Wilder) - سالی بنسن و (Sally Benson)  آلما رویل (Alma Reville )

بر مبنای داستانی از گوردون مک دانل (Gordon McDonell )

بازیگران : تـرســا رایـت (Teresa Wright) – جــوزف کـاتــن (Joseph Cotten) - مـک‌ دانــلــد کــری (Macdonald Carey)- پاتریشا کالینگ (Patricia Collinge) و هنری تراورز (Henry Travers)

فیلمبردار:جوزف والنتاین (Joseph A. Valentine)  - آهنگساز: دیمیتری تیومکین (Dimitri Tiomkin)

 


خلاصه داستان : دختری به ‌نام "چارلی" (ترسا رایت) علاقه بسیاری به دایی‌اش (جوزف کاتن) دارد که او نام اوهم "چارلی" است. دختر بی‌صبرانه در انتظار ورود دایی به شهر کوچک‌شان، سانتارزای کالیفرنیا، است "چارلی" می‌آید و خانواده و اهالی نیز به گرمی از او استقبال می‌کنند. اما دخترک که رابطه‌ای پراحساس و عاطفی با دایی دارد به رفتارش مشکوک می‌شود و به‌زودی با کمک کارآگاه خصوصی (جک گراهام) ،که در حال تعقیب دایی چارلیست، در می‌یابد که او همان قاتل بی‌رحم زنان بیوه است که پلیس مدت‌هاست در جست‌وجوی او است...


 

کوتاه درباره سایه یک شک : باری دیگر با یکی از شاهکارهای هیچکاک روبرو هستیم و اینبار داستانی تلخ و سیاه البته با پایانی خوشایند .روند داستانی و تعلیق فیلم در ایجاد دلهره و وحشت در تماشاگر اینبار هم بی نقص و فوق العادست . شوخ طبعی هیچکاک در سکانسهای متعدد اغلب توسط پدر چارلی جوان با بازی بی نقص هنری تراورز و همچنین دوست پدر نقش مهمی در تشدید ترس ایفا می کنند . فیلم نوآر موثر این فیلم هم برای ایجاد احساس دلهره و تعلیق ، هم برای ترسیم تصویر دنیای اقوام شهرستانی چارلی جوان و افشای تنشهای عصبی او در زیر ظاهری خونسرد و مهربان ، فوق العاده است. به نظر شخصی من با یکی از بهترین آثار هیچکاک روبرو هستیم و با اینکه در میان آثار محبوب و به یاد ماندنی او کمتر از سایه یک شک نام برده می شود اما من به جرات این اثر را بعنوان یکی از پنج کار برتر هیچکاک انتخاب می کنم. جالب است بدانید خود هیچکاک نیز از سایه ی یک شک بعنوان بهترین اثر آمریکایی اش یاد می کند.

 

آغاز داستان : داستان با نمایی از اتاق دایی چارلی با بازی جوزف کاتن آغاز می شود . در حالی که او روی تخت دراز کشیده در حالی که از خستگی از کسانی که او را تعقیب می کنند و بودن در مکانی که دیگر امن نیست در چشمانش موج می زند. او قصد تغییر در زندگی و سفر می کند تا از شرایط فعلی رهایی پیدا کند. در مقابل دقایقی بعددر اولین سکانسی که با خواهر زاده چارلی با بازی ترسا رایت رو برو می شویم با میزانسنی مشابه رو برو می شویم . حالا نمایی از اتاق چارلی جوان که برروی تخت خوابش دراز کشیده. جالب اینجاست که او هم با نوعی خستگی روبروست . البته خستگی چارلی جوان از جنس دیگریست . او که اکنون فارغ التحصیل شده از روزمرگی خسته شده و نیاز به یک تغییر بزرگ دارد. ناگهان فکری به ذهنش خطور میکند اینکه حضور دایی اش ( که حالا شباهتهای شخصیتی آن دو به خوبی به ما معرفی شده ) می تواند باعث تحول وضعیت نا بسامان خانه ی آن ها باشد. ویژگی های دو چارلی ، علاقه زیاد آنها به یکدیگر و تصمیم هر دو برای کنار هم بودن خط مشی کلی آغاز داستان است و کم کم می رسیم به مهمترین سکانس فیلم .




 

سکانسهای برتر : مطمئناً سایه ی یک شک بیش از دو سکانس ماندگار دارد که در پارتهای بعد به آنها اشاره خواهم کرد. اما اینک به یاد آوری دو سکانس بسیار جال بسنده می کنم. سکانس اول مربوط به ورود دایی چارلی به سانتارزای کالیفرنیاست . هنگامی که خانواده نیوتن برای استقبال به ایستگاه قطار آمده اند. در نمایی قطار را می بینیم که در حال نزدیک شدن است. همزمان با نزدیک شدن قطار دود سیاهی صفحه را فرا می گیرد . قاب بندی به گونه ایست که در پایان نما نیمی از صفحه سیاه رنگ شده. این نمای سمبلیک به این شکل نه تنها در هیچکدام هیچکاک بلکه در هیچ فیلمی تا آن زمان دیده نشده و بعدها الگوی بسیار مهمی برای فیلمسازان شد . اکنون به سراغ سکانس بعد می روم جایی که دایی چارلی سر میز شام از زنان بیوه ای سخن می گوید که در شهرهای بزرگ با ارثی که پس از فوت شوهرشان بدست آورده اند مشغول خوش گذرانی و خوردن و آشامیدن هستند . جایی که دایی چارلی با اینکه شخصیت منفی فیلم است اما قصد دارد با تماشاگر ارتباط بر قرار کند، اما دیالوگ های سنگین حاصل از نفرت دایی چارلی از این زنان سرانجام به عصبانیت چارلی جوان ختم می شود و روح پاک او قادر به قبول چنین تفکری نیست.دیالوگ چارلی جوان در این سکانس با جمله ای مبنی براصل انسانیت ( اونا هم بلاخره انسانند ) به پایان می رسد.

پایان داستان : بعد از اینکه چارلی جوان دایی چارلی را ( که حالا روابطش با او نسبت به ابتدای فیلم فرسنگها تفاوت دارد ) مجبور به ترک خانواده اش می کند ، دایی چارلی که تمام تلاشهایش برای قتل خواهر زاده اش با در بسته روبرو شد قصد دارد آخرین زهرش را هم بریزد و ما شاهد سکانسی دیدنی در قطار هستیم که که سرانجام در اثر سانحه ای باعث قتل خود دایی چارلی می شود . چارلی جوان برای حفظ آبروی خانوادگی از جنایت‌های دایی‌ چیزی به کسی نمی‌گوید و کشیش در مراسم تشییع جنازه از او به‌عنوان انسانی درست‌کار و محبوب یاد می‌کند و فیلم با نمایی که چارلی در کنار نامزدش جک گراهام (کاراگاه پرونده قتل)  که نوعی امنیت خاطر را به تماشاگر منتقل می کند به پایان میرسد.


خواهشمندم به منظور استفاده از مطالب این وبلاگ، نام نویسنده را در پایان ذکر کنید. باتشکر شایان حبیبی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۵/۱۱

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">