Morning Star

Shayan Habibi Viewpoint About Manuscripts , Movie Review And Analysis Of Information Technology

Morning Star

Shayan Habibi Viewpoint About Manuscripts , Movie Review And Analysis Of Information Technology

عمق منشور چندوجهی

جمعه, ۲۴ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۲۹ ب.ظ

                                                 


"درآن جایگاه نیستم که بگویم، دنیا خوب است یا بد اما مطمئنم انسان‌هایی همچون بازِن آن را به مأوایی دلپذیرتر بدل می‌کنند."

جمله‌ی فوق بخشی از پیش‌گفتار تروفو است در جلد دوم سینما‌چیستِ آندره بازن و به‌راستی کدام رئالیستی در طول تاریخ توانسته دنیا را خوب یا بد تصویر کند. آن‌ها دنیا را همان‌گونه که هست، تصویر می‌کنند چه در قالب ایماژهای ادبی و چه قابِ سینما با حضور آدم‌هایی که می‌توانند آن را دل‌پذیرتر یا بعضی دل‌گدازتر بدل کنند. بازن در جایگاهِ یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان و فیلسوفانِ تاریخ سینما، مدام و مکرّر در مقالات خویش به وابستگی ماهویِ میانِ واقعیّت و سینما اذعان داشته.

امروز بعد از گذشت نیم‌قرن بر همگان مبرهن است که نظریه‌ی رئالیسم خصوصاً با تکیه بر نظریاتِ بازِن به جریان مسلّط در دوره‌ی نظریه‌ی فیلم‌کلاسیک مقابلِ فرمالیست‌ها، همه‌گیر شد.  همچنان حتی امروز نیز جریان سینمای غالب، پیروِ نظریات او، بر سینمای روایی ارجحیّت قائل است.

به‌رغمِ این دیدگاهِ غالب که نظریه‌ها پس از فیلم‌ها ارائه می‌شوند، می‌بینیم که در نمونه‌هایی چون بازِن و خیلِ فیسوفانِ معاصر سینما نظریات سینمایی حتی از فیلم‌ها پیشی گرفته‌اند و جلوتر از جایگاهِ خلقِ تصویر، نوعی ابداعِ هنرمندانه را به گونه‌ای معناگون پیش‌گویی می‌کنند و در آینده مایه‌ی ارجاعِ فیلم‌سازان و دنیای فیلم‌هایشان قرار می‌گیرند.

در نظرِ آندره بازن، سینما کمالِ خود را در هنر مبتنی بر واقعیت می‌یابد، اینکه چه فیلم‌سازان و مولّفان بزرگی پیروِ این نظریه در مسیرِ کمالِ آثار خود و تعالی هنر کوشیدند هدفِ این مقاله نیست اما همین جمله‌ی به‌ظاهر ساده، زمینه‌سازِ تقابل‌های دوگانه‌ی معروفِ بازن در مقالاتِ کلیدی‌اش مانندِ سینما/تئاتر شد که بحث پیرامونش آن‌چنان مفصّل و اساسی‌ست که در مجالی دیگر به آن خواهم پرداخت. اما هدف این خطوط، تحلیلِ اجمالیِ مهم‌ترین دوگانه‌ی نظریِ او مونتاژ/عمقِ‌میدان و به ‌ویژه اهمّیت بی‌کتمانِ میدانِ‌عمق در نظرِ اوست که شروعِ آن به سری مقالات سینماچیست برمی‌گردد و در طول سالیان به تکاملی شگرف رسیده‌است و همچنین اشاراتی به دوگانه‌ی تفسیرشخصی/تفسیریگانه خواهم داشت که در روندِ تکاملی نظریه‌ی قبلی هم تاثیرگذار بوده و خود به تنهایی مهم‌ترین نقطه‌ی تمایز سینمای مدرن از سینمای کلاسیک است.

عمق میدان و مونتاژ اصطلاحات سبکی هستند که روش‌های متضاد برای ارائه‌ی یک رویداد سینمایی مشخص می‌کنند. بازن همواره متوجه رابطه‌ی تصویر سینمایی با واقعیتی بود که از آن سرچشمه می‌گرفت و مدام از خود می‌پرسید آیا یک سبک خاص می‌تواند در اساس نسبت به اصلِ رویداد از تمامی دیگر سبک‌ها وفادارتر باشد.  

رویداد در لغت، عبارت است از رابطه‌ی مجموعه‌ی موقعیت‌ها در یک دوره‌ی مشخص زمانی. در تدوین سینمایی، تصمیم‌های خلّاقانه فقط بر اساس اهمیت رویدادهای فیلم‌برداری شده و مفهومشان گرفته می‌شوند.

در نظریات کلاسیک سینما، تدوین دارای قابلیت تفسیر رویدادها به همان طریقی‌ست که تصویربرداری نیز می‌تواند اشیا را تفسیر کند.

مالرو، پدوفکین و آیزنشتین همگی، آشکارا می‌گفتند سینما بدون مونتاژ نمی‌تواند هنر باشد.

اما بازن در ابتدای فعالیتش پایگاه خود را این‌چنین روشن کرد. " قضاوت زیبایی‌شناسانه‌ی برجسته‌ی مالرو در دوره‌ای بسیار پر بار بوده اما آن دوران گذشته است و امروزه تمام امتیازات آن کشف شده. حالا زمان آن رسیده که ارزش بازنمایی خام را در سینما کشف کنیم."

بازن دو نظمِ متفاوت از مونتاژ ارائه داده که اولی در رابطه با سینمای صامت است که در آن تصاویر براساس اصول تجریدی فکری، نمایشی و یا شکلی پیوند خورده‌اند. (اشاره به آثار پدوفکین)

دومی از زمان ظهور صدا در سینما رواج یافت که مونتاژ روان‌شناسانه است و از طریق آن رویداد به تکه‌هایی تقسیم می‌شود که معادل تغییراتِ طبیعیِ توجه بیننده به رویداد است ( اگر در صحنه رویداد حضور داسته باشد)

مونتاژ روان‌شناسانه بازتابی از ریتمِ طبیعیِ ادراکات و حرکت قابل پیش‌بینی چشمان مخاطب است.

بازن این ‌گونه‌های مونتاژی را مقابلِ عمقِ‌میدان می‌گذارد که تحولات صحنه را طی دوران زمانی طولانی‌تر و درسطوح فضایی متعدد (که هم‌زمان در تصویر دیده می‌شوند) دنبال می‌کند.

اگر عدسی دوربین تا بی‌نهایت را واضح ضبط کند در آن صورت کارگردان آزادی خواهد داشت که مناسبات متقابلِ نمایشی را درون یک نمای میزانسن خلق کند نه از طریق پیوند نماهای متوالی. بازن عمق میدان را به سه دلیل برتر از آن گو‌نه‌های مونتاژی می‌داند.

1.   این تکنیک به نوعی ذاتی و مشهود واقع‌گرایانه‌تر از مونتاژ تصاویر را ضبط می‌‌کند، "حال‌آنکه واقعیت به خودیِ خود صاحب معنایی مستقل هم هست و گاه این معنای پشت واقعیت بر پایه‌ی تجربیات خود ما دارای ابهامی هستند که این ابهام خود به تنهایی از وجوه هنریِ این تکنیک است."

2.   بسیاری از رویدادها چون در ماهیت واقعی‌اند، پرداختی واقع‌گرایانه نیز می‌طلبند، "تلاشِ کارگردان در جهت ایجاد نوعی واقعیت نهفته در کنار واقعیت ماهویِ تصویر است."

3.   اگرچه این تکنیک متضاد فرآیند روان‌شناسانه عادی درک ما از رویداد است (گونه دوم مونتاژ) اما عمق‌میدان با نشان دادن واقعیتی که غالباً ما از بازشناختن آن ناتوان بودیم، در ما تاثیر بیشتری می‌گذارد.

بازن در مقالات سینماچیست که در خلال سال‌های 71-1967 به تدوین آن پرداخته، بیش از هرنامی در حیطه‌ی کارگردانی به ستایش روسلینی و اهمیت وی در تکامل هنری واقع‌گرایی در تاریخ سینما اشاره دارد. اما در عمق‌میدان از ارسن ولز و به‌خصوص ساخته‌ی بی‌بدیل او همشهری کین به‌عنوانِ نوعی انقلاب هنری در معنای تامّ نظریه‌ی عمق میدان یاد می‌کند. گرچه این‌گونه به نظر می‌رسد که بازن در بحبوحه‌ی کشفیاتش بعدها دیدگاهی انتقادی‌تر نسبت به ولز پیدا کرد.

 در سینما چیست، ولز از دو منظرِ اساسی ستایش می‌شود اول با ذکر این نکته که در تدوین کلاسیک که از آثار گریفیث نشأت می‌گرفت، واقعیت به نماهای متوالی تقسیم می‌شد. این نماها صرفاً نقطه دیدهایی منطقی یا ذهنی از یک رویداد بود.  ولز در توهم سینمایی واقعیت یکی از جنبه‌های بنیادین این تدوین را حفط کرد و آن هم همان تداوم زمانی-مکانی است...

و دوم عمق‌میدان آثار او بود، بازن در وصفش می‌گوید او انقلابی پدید آورده زیرا با ساختاری مستحکم، وضوح عمیقی را به‌کار گرفته که تا این زمان در سینما سابقه نداشته. در سینمای کلاسیک عدسی دوربین بخش‌های گوناگون صحنه را به تناوب در دایره وضوح می‌آورد ولی دوربینِ ولز تمامی حوزه‌ی دیدی راکه دریک زمان در گستره‌ی دراماتیک قرار دارد با وضوح یکسان ارائه می‌دهد. دیگر چیزی که مخاطب می‌بیند حاصل گزینش مونتاژ نیست که به این ترتیب بخواهد به آن اهمیتی ماتقدم بدهد بلکه ذهن تماشاگر است که ناگزیر باید طیف دراماتیک مناسب هر صحنه را دریابد انگار واقعیت منشوری چند وجهی‌ست و پرده‌ی سینما تنها برش مقطعی آن است و بدین‌ترتیب در‌می‌یابیم واقع‌گرایی همشهری کین مدیون استفاده‌ی هوشمندانه از یک دست‌آورد تازه است و ولز در سایه‌ی به‌کارگیری از وضوح عمیق عدسی، تداوم مشهود واقعیت را حفط کرده. بازن در سینماچیست به صراحت روشن می‌کند سینما چگونه به یاری عناصر واقعیّت به خود غنا می‌بخشد.

کم‌کم پس از گذشت زمان و اهمیت بی‌کتمانی که تفسیرِ شخصی در واقع گرایی در نظر بازن یافت و طیِ تدوین مقالات مهمی که او در توصیف ابهام ذاتی ثبت تصاویر تا برداشت شخصی انجام داد، تلاش کرد از اهمیت این موضوع پرده بردارد که گوهر سینمای آینده همین ابهام ذاتی خواهد بود. ولزی که در نظر او در عمق‌میدان یکّه تاز بود در سیرِ تکامل نظریات بازن جا ماند و درهمان حدود فوق‌الذّکر قابل ستایش باقی ماند. اما نام‌هایی چون روسلینی و درایر، غالباً رجعت‌گاهِ نظریات او بودند. آنچه در مقالاتِ متاخر او روشن می‌نماید، این است که تنها یک نام از سینمای کلاسیک امریکا، درخورِ مثال، پیرامونِ جلوه‌ی هنری الحاقِ عمق‌میدان و تفسیرشخصی در واقع‌گرایی سینماست که او ویلیام وایلر است. بازن در کتاب ارسن ولز همچنان اذعان دارد که ولز از فیلم‌برداری در عمق، چنان موفق و جنجالی به‌ویژه در دو فیلمِ نخست خود استفاده کرده که آنچه پیش از آنها، غیر سینمایی به شمار می‌آمد، اهمیت و اعتبار ویژه‌ای یافت... اما در همین نوآوری نقطه ضعفی مهم موج می‌زند و بازن تاکید می‌کند که نقطه ضعفِ اساسیِ این عمق میدان، دمکرات نبودن آن است. در واقع امکان تفسیر شخصی مخاطب به کلی سد شده، بازن می‌گوید ارسن ولز حتی با عمق میدان خود بیننده را عصبی می‌کند، چون او را مجبور می‌کند هم به برجستگی‌های عناصر عمق میدان او توجه کند و هم در عین حال متوجه دوگانگی واقعیت باشد! گویی به مخاطب چیزی را تحمیل کنیم و به او بگوییم تو در دریافت آن آزادی... حال‌آنکه آزادی برداشت و تحمیل عناصر در یک ظرف نمی‌گنجند. عمق‌میدان ولز نوعی واقع گرایی سه‌گانه ایجاد می‌کند، یکی واقع‌گرایی هستی‌شناسانه که به اشیاء، استقلال و تراکم ملموس می‌دهد. دوم واقع‌گرایی نمایشی ‌ست که از جدا کردن بازیگر از دکور سر باز می‌زند ومهم‌تر سومی که واقع‌گرایی روان‌شناسانه است که بیننده را در شرایط حقیقی ادراک (که درآن هیچ عاملی از الویت برخوردار نیست) قرار می‌دهد.

بازن معتقد بود، بازی متقابل بی قید و بند میان بشر واشیاء موجب ادراکی‌ست که آن را جنبه‌ی اساسی واقعیت می‌داند. با آنکه مونتاژ روان‌شناسانه می‌تواند به اشیاء چنان نظمی ببخشد که ذهن ما از روی عادت روزمره عمل کند و طعم آن‌را در قالب عینیت سینما بچشد اما از طرفی دیگر این مونتاژ، آزادی و اساس قدرت ذهنی ما که نظم‌بخشی به اشیاست (دادن استقلال به اشیا در پذیرش سایر نظم‌ها) به کل نادیده می‌گیرد.

او در همین کتاب ارسن ولز می‌گوید تدوینِ قراردادی این آزادی ادراکی میان ما و اشیا را سرکوب می‌کند و جای یک کاخِ نظمِ آزاد، یک ویرانه‌ی تقطیع اجباری تحویلمان ‌می‌دهد و با منطقِ نمابندیِ تدوینِ قراردادی که روالِ گزارشیِ صحنه را تعیین می‌کند، آزادیِ ذهنی را از مخاطبان که انسان‌هایی ذاتاً متفکر و بلند پروازند، می‌گیرد.

از این‌ها گذشته واقعیت روان‌شناسانه‌ی عمیق‌تری وجود دارد که سینمای واقع‌گرا باید برآن مبتنی باشد و آن همان آزادی بیننده در گزینش تفسیر شخصی‌ خود از اشیاء یا رویدادهاست وکارگردان‌هایی موفق‌اند که ضمنِ فیلم‌برداری در عمق به این حقِّ ویژه‌ی مخاطب احترام بگذارند. بازن دریافت که ویلیام وایلر به خصوص در فیلم‌های اولیه‌اش در صحنه‌ها مقدار فراوانی اطلاعات در اختیار بیننده می‌گذارد وسپس تا حدِّ بالایی بیننده‌اش را ترغیب می‌کند که نظرگاهی نسبت به آنچه می‌بیند، اختیار کند. طرفداران مونتاژ ادّعا می‌کنند که وایلر کارگردان ضعیفی‌ست و فیلم‌هایش فاقد اقتدار هنری‌ست. اما بازن معتقد بود آن‌ها از این وجه مهم از سینمای او غافل‌اند که عمق‌میدان در آثار وایلر در حقیقت به اندازه‌ی وجدان بیننده‌ی امریکایی  و قهرمانانِ آثار او، آزادی‌خواه و دمکرات است. گویی به‌شیوه‌ای که مورد علاقه‌ی بازن هم بود، فیلم‌برداری در عمق این امکان را به وایلر می‌داد تا به بینندگانِ آثارش، آزادی ویژه تفسیر شخصی از صحنه را ارزانی دارد، این درحالی‌ست که سایر کارگردانان از این تکنیک برای تاکید بر اولویت دنیایی که مقابل بیننده قرار گرفته، استفاده می‌کردند...

 

شایان حبیبی / دی‌ماه 95

 


با ارجاعاتی به متنِ کتاب‌های:

سینما چیست / آندره بازن/ ترجمه‌ی محمد شهبا / انتشارات هرمس

ارسن ولز، یک دیدگاه انتقادی/ آندره بازن/ ترجمه‌ی مهدی رحیمیان/ انتشارات دانشگاه تهران     

تئوری های اساسی فیلم/ دادلی اندرو/ ترجمه‌ی مسعود مدنی/ انتشارات تابان خرد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">