Morning Star

Shayan Habibi Viewpoint About Manuscripts , Movie Review And Analysis Of Information Technology

Morning Star

Shayan Habibi Viewpoint About Manuscripts , Movie Review And Analysis Of Information Technology

تردستی به مثابه‌ی هستی

شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۲۱ ب.ظ


نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

تا اشاراتِ نظـر، نامه رسـانِ من و توست

گوش کن با لبِ خاموش، سخن می‌گویم

پاسخم‌گو به نگاهی که زبان من و توست

((هوشنگ ابتهاج))

 

 در حقیقت کریستوفر نولان در پرستیژ مارا به چه چیز ارجاع می‌دهد، به شعبده؟ به زندگی؟ به فیزیک؟ یا به سینما و ارتباط اعجازِ آن بر پرده با صحنه‌ی شعبده؟ شاید هم بقول خیلی‌ها به هیچ‌چیز! اما من می‌گویم ارجاع نولان به هستی‌ست... و در واقع به همه چیز... هستی‌ای که دارای ظاهری عینی و باطنی معمایی‌ست، مانند شعبده که ظاهری وسوسه‌برانگیز، سرگرم‌کننده و جذاب دارد، که همه می‌بینند، اما همه چیز در پسِ پرده‌ای می‌گذرد که با چشم دیده نمی‌شود، رازی که بازگو نمی‌گردد مگر برای تشنگان معدودش آن هم نه با زبان... رازی که اغلبِ ما هم میلی به درک آن نداریم چون "دوست داریم فریب ظاهر را بخوریم" ، چون به قول پر تکرار ترین دیالوگ فیلم، "با دقت نگاه نمی‌کنیم"، در واقع به جای نگاه کردن با عقل تنها با چشم صورت‌بین نظاره گریم و مقصود نولان از نگاه با دقت، یقیناً نگاه عقلانی‌ست... و چرا عقل؟ چون چشم ما به مثابه‌ی عینکی‌ست برای دیدن عینیات و نه برای درک... چگونه پسرک با دیدن شعبده‌‌ی غیب کردن پرنده، پی به مرگ او و راز کوچک آن برد؟ با چشم یا با عقل؟



اما به راستی راز چیست؟ آیا راز کلامی‌ست که می‌توان بر زبان آورد اما ما به دلیلی پنهان می‌کنیم؟ من به شما می‌گویم که راز ، سرّی‌ست که قادر به بیان آن نیستیم و حتی اگر بخواهیم در قالب واژگان و زبان نمی‌گنجد...صحنه‌ای را بیاد بیارید، که آلفرد بوردن به پسرک میگوید: (همه برای دونستن راز بهت التماس می کنند ولی به محضِ اینکه راز رو بهشون بگی دیگه براشون ارزشی نداری. هرگز رازت رو برای کسی فاش نکن...)  مقصود از همه کیست؟ و چگونه است که خودِ بوردن راز را به شیوه‌ی خود به پسرک می‌گوید؟ اما به او چنین نصیحتی می‌کند؟ این همان دریافت معنوی و درونی‌ست که تنها کسانی که راز را بدانند با یکدیگر درمیان می‌گذارند، رازی که در زبان نمی‌گنجد و اگر به زبان آید سببِ کسرت بی‌طاقتان و بی‌ارزشی خود راز و رازدار می‌شود، چنانچه در عرفان می‌دانیم، مولانا و شمس در خلوت‌های طولانی خود واقف به اسراری می‌شدند که برای عموم مردم بازگو نمی‌کردند... و باز در پرستیژ همچون تسلا که رازی عظیم را فاش نکرد چون آمادگی دریافت راز را در کسی ندید... همیشه در وصف سینماگرانی که میشناسم به راحتی مبنی بر نظرات خویش قادر به دفاع ویا نقد تندِ آثارشان هستم، به جز نولان که با آمدن نامش، زبانم بند می‌آید و بیان دریافت‌های شخصی‌ام از فیلم‌هایش سهل نیست، مگر در مصاحبت با معدود کسانی که گویی پی برده‌اند به رازی که او در پس پرده‌ی سینمایش ، نیّت یادآوری‌اش را دارد، نه فاش کردن! همچون پرستیژ که قصد یادآوری نگاهی عقلانی به هستی را دارد، و همین نیت در "اینسپشن" کامل‌تر میشود و از نگاه به تفکر عقلانی و تلاش برای یافتن آگاهی بر ضمیر ناخودآگاهمان تعالی یافته...  راز فیلم پرستیژ، دوقلو بودن بوردن، یا اساسِ کلک در شعبده‌ها و حتی اختراع عجیب تسلا نیست، بلکه راز فراتر از اینهاست... "آیا با دقت نگاه میکنی؟"

 

شایان حبیبی

شهریور 95

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۱۳
shayan habibi

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">