Morning Star

Shayan Habibi Viewpoint About Manuscripts , Movie Review And Analysis Of Information Technology

Morning Star

Shayan Habibi Viewpoint About Manuscripts , Movie Review And Analysis Of Information Technology


1. بهار

بهار را باور کردم،

امروز باورش کردم، اگرچه خیلی دیر شده باشد،

من دل به نسیم شورانگیز بهار می‌دهم، اگرچه گرم‌تر می‌گراید،

چشم به آفتاب هستی‌بخش بهار می‌دوزم، اگرچه کم‌فروغ‌تر می‌تابد،

و خود را رها می‌کنم درمیان چمنزارهای نم‌دارش، اگرچه رنگ سبزشان پریده باشد،

چشمانم را می‌بندم و خیسِ باران‌هایش می‌شوم، اگرچه اندک می‌بارد،

اما باران بهار، هنوز همان باران است، هنوز سردی قطراتش گونه‌هایم را به رقص بهاری وامی‌دارد

و هنوز بهار، اگرچه کم‌رنگ‌تر ار گذشته‌های دور سرزمینمان است

اما هنوز بهار است

و همان پیام قدیمی‌اش را درگوش تک‌تکمان زمزمه می‌کند،

تا شاید به خاطر بیاوریم اولین روز بهار را که در آن متولد شدیم...!


22 اردیبهشت 1394 - شایان حبیبی




2. تابستان

آری من منتظرم

منتظر همان باد خزانی که در انتهای راه ملال آور تابستان و در روز میلادم

خبر از آغاز غم شیرین پاییز می دهد .

هم اکنون من با سکوتی عمیق ، عارفانه در انتظار آن غم شیرینم .

من نه یک فصل و یک سال ،

بلکه یک عمر ، عاشقانه منتظر باران غمناک پاییز بوده ام ...

 

93/5/5 2:15 بامداد - شایان حبیبی

 




3. پاییز

همیشه گفتند پاییز غمناک است ، بی آنکه لحظه ای درنگ کرده باشند در هوای پر مهر پاییز

من می پرسم که آیا زمستان شما شاد است یا بهار و تابستانتان ....؟

می پرسم که در لحظه ی تحویل سال یا در روزهای خشک و سوزناک زمستان ، در دلتان غم نیست ...؟

اگر تنها پاییزتان غمگین است پس خوشا بحال شما که سه فصل سال شاد هستید !

اما من تنها از پاییز هیچ بدی ندیدم ،

از زمستان تازیانه ای سوزناک دیدم که جای نسیم پر لطافت پاییز را گرفت ...

از آسمان تابستان آتشی می بارد که در پاییز به قطرات عشق الهی بدل می گردد. و از بهار که نگویم بهتر است ،  فصلی که همیشه با لبخندی فریبمان می دهد ...

به قول ابتهاج  ( ارغوان، این چه رازی ست که هر بار بهار با عزای دل ما می آید؟)

اما پاییز مظلومترین فصل خداست ، انگار هیچ کس ، هیچ عیبی از پاییز پیدا نکرده و نا گزیر غم را به او نسبت داده اند.

مانده ام طراوت آسمان پاییز غمناک است یا تنوع رنگهای باغهایش ؟ فرش طلایی خیابانهایش غمگین است یارقص باد برگهای چون ستاره زیبایش ؟

باغ بی برگی روز و شب تنهاست ، باغ بی برگی که میگوید که زیبا نیست (مهدی اخوان ثالث )

 

3 مهر 1393 - شایان حبیبی





4. زمستان

من مینویسم

تا نوشته های من در روزهایی که باران آهنگ حیات می نوازد که زمین را از خواب بیدار کند ،

برایم یادآور گرمای شعله های آتش در سوز سرد زمستان باشد...

 

کاش دوباره بوی خاک باران خورده به مشامم برسد ،

کاش توان گذر از زمستان را داشته باشم ....

 

شایان غروب چهارشنبه 92/11/23