Morning Star

Shayan Habibi Viewpoint About Manuscripts , Movie Review And Analysis Of Information Technology

Morning Star

Shayan Habibi Viewpoint About Manuscripts , Movie Review And Analysis Of Information Technology

۴ مطلب در شهریور ۱۳۹۳ ثبت شده است

تحلیل و بررسی قبل از اکران




عنوان فیلم  : هجرت : خدایان و پادشاهان Exodus: Gods And Kings


محصول 2014 آمریکا، انگلستان و اسپانیا کمپانی فاکس قرن بیستم ، اسکات فری پروداکشنز و چرنین انترتین‌منت

کارگردان : ریدلی اسکات (Ridley Scott) فیلمنامه : بیل کولیج (Bill Collage) و آدام کوپر (Adam Cooper) بازنویسی فیلمنامه : استیو زیلیان (Steven Zaillian)


آهنگساز : آلبرتو ایگلسیاس (Alberto Iglesias)  - مدیر فیلمبرداری : داریوش ولسکی (  Dariusz Wolski)

تاریخ اکران : 12 دسامبر 2014 (جمعه 21 آذر 1393) - ژانر : تاریخی ، حماسی ، مذهبی


بازیگران : کریستین بیل (Christian Bale) در نقش موسی ، جوئل ادگارتون (Joel Edgerton) در نقش رامسس

سیگورنی ویور (Sigourney Weaver) در نقش تویا ، آرون پل (Aaron Paul) در نقش جاشوا ، جان تورتورو (John Turturro) در نقش فرعون

ماریا ولورد (María Valverde) در نقش سفورا ، ایندیرا وارما (Indira Varma) در نقش مریم ، آنا ساوا (Anna Savva) در نقش مادر موسی

حسن مسعود (Ghassan Massoud) و بی کینگزلی (Ben Kingsley) در نقش نون پدر جاشوا

 

در تاریخ می 2013 ، ریدلی اسکات کارگردان برجسته سینمای جهان برای اولین بار خبر از پیش تولید پروژه ای بر مبنای زندگی حضرت موسی داد. او اعلام کرد سالها بر روی فیلمنامه وداستان کار شده و همه چیز مهیای آغاز فیلمبرداریست . گفته های اسکات حاکی از آن است که فیلم نامه اولیه در سال 2010 توسط بیل کولیج و آدام کوپر بر اساس کتاب عهد عتیق آماده و به ریدلی اسکات ارائه شده و سپس اسکات نسخه اولیه را به استیو زیلیان ( فیلمنامه نویس بیدارگری ، گنگستر آمریکایی و دختری با خالکوبی اژدها ) جهت بازنویسی فیلنامه سپرده است.



کریستین بیل پس از رد کردن نقش نوح در فیلم دارن آرنوفسکی از سال 2011 بعنوان گزینه ی اصلی ریدلی اسکات برای بازی در نقش حضرت موسی بود. با اینکه همه چیز آماده ساخت فیلم بود اما ریدلی اسکات به دو علت صبر پیشه کرد. اولین علت کثرت پروژه های در حال ساخت ریدلی اسکات بود . البته در این زمان پرومتئوس آماده اکران بود اما اسکات در حال ساخت پروژه مشاور بود . و علت دوم حضور گروه دیگری از هالیوود با قصد ساخت پروژه ای بر اساس زندگی حضرت موسی . اسکات علاوه بر صبر کردن از سال 2010 تا 2013 اجازه درج هیچ گونه خبری در رابطه با ساخت این فیلم را نداد . به محض اظهار آمادگی استیون اسپیلبرگ (بعنوان تهیه کننده) و انگ لی (بعنوان کارگردان ) برای ساخت فیلمی مشابه ، ریدلی اسکات اخبار پروژه اش را بطور رسمی اعلام کرد . او در مصاحبه ای اعلام کرد فیلمنامه اش پس از تلاشهای فراوان آماده شده و قبل از هر کسی فیلم را خواهد ساخت . سرانجام پروژه دیگر، به تعویق افتاد اما همچنان مراحل پیش تولید را طی می کند.

از زمان انتشار خبر رسمی در طول دو ماه تمامی عوامل و بازیگران مشخص شدند. و مراحل پیش تولید در عرض سه ماه به پایان رسید ، چنین اتفاقی در هالیوود بسیار کم اتفاق می افتد .پس از اعلام نام Exodus  برای فیلم ، جنجالهای زیادی بر سر نام فیلم ایجاد شد و سرانجام این حواشی سبب شد تا اسکات عنوان Exodus :Gods And Kings  را برای فیلمش برگزید . البته نام فیلم تنها حاشیه فیلم نبود . صدای اعتراضی از جانب مصر که یکی از مکان های اصلی فیلمبرداری هم بود، شنیده می شد . مصر از همان ابتدا ساخت پروژه ای هالیوودی درباره زندگی حضرت موسی را اشتباه بزرگ نامید . مصری ها که سر پروژه نوح نیز از اولین معترضان فیلم بودند ، نگران تحریف زندگی حضرت موسی همانند نوح آرنوفسکی بودند . اما ریدلی اسکات با بیان اینکه قصد دارد یک فیلم تاریخی حماسی بسازد و نه فیلمی فانتزی و همچنین با اشاره به اینکه تمام داستان فیلم بر اساس روایت فصل هجرت (Exodus) کتاب عهد عتیق خواهد بود ، سعی کرد به آنها اطمینان دهد که قصد هیچ گونه تحریفی ندارد . البته مصری ها باز هم آرام نشدند و سرانجام پس از موافقت اسکات مبنی بر حضور رئیس میراث فرهنگی مصر به عنوان ناظر بر سر لوکیشن های فیلمبرداری گویی آب سردی بر روی آتش اعتراضات ریخته شد و حالا آنها منتظر اکران فیلم هستند .


پس از پایان مراحل پیش تولید سرانجام اکتبر 2013 فیلمبرداری  بخشهایی از فیلم در آلمریای اسپانیا آغاز شد . پس از آلمریا ، مراکش ، مصر وجزایر قناری مکانهای مورد نظر اسکات جهت فیلمبرداری بودند . در پایان نیز استودیوی پاین‌وود در لندن محل فیلمبرداری بخشهای داخل قصر در فیلم بود .


ماجرای دردسرهای هجرت قوم موسی (ع) برای برگزاری جشن تولد عیسی (ع):

مردم جزایر قناری به مناسبت تولد حضرت عیسی برای "سفر شاهانی" که با هدایای فراوان و از سرزمین های دور قرار است در روزهای پس از تولد عیسی مسیح از راه برسند، به جای شتر باید به فکر وسیله نقلیه دیگری می افتادند. و یا با صرف هزینه فراوان شترهای مورد نیاز خود را از نقاط دیگر به این جزایر که در آبهای جنوب اقیانوس اطلس واقع شده منتقل کنند.

دلیل کمبود شتر در این جزایر این است که ریدلی اسکات کارگردان انگیسی که در حال فیلمبرداری فیلم جدید خود به نام هجرت  است، همه شترهای موجود را در یکی از این جزایر به نام " گران کاناریاس" از مدتها پیش کرایه کرده بود. به گزارش بی بی سی، مسوول اداره فرهنگ جزایر قناری در مصاحبه ای با رسانه های اسپانیایی گفت که هر سال از اواخر تابستان کارهای مربوط به تدارک جشن های ایام سال نو و از جمله مراسم تعزیه گونه " سواری شاهان" به مناسبت تولد عیسی مسیح را تدارک می بینند. ولی از قرار معلوم یک پارک حیوانات که مالک همه شترهای این جزیره است بدون هماهنگی با مسئولان امور فرهنگی همه حیوانات از جمله شترها ، قاطرها و الاغ ها را به شرکت تولید فیلم ریدلی اسکات کرایه داده است.

سرانجام اقدامات مقامات محلی برای تهیه شتر از نقاط دیگر اسپانیا و یا شمال آفریقا به نتیجه ای نرسید. در نهایت مجبور شدند با شرکت فیلمسازی ریدلی مذاکره کرده و برای چند روزی که این مراسم اجرا می شود تعدادی شتر از آنها قرض گرفتند.


بلاخره  در می 2014 فیمبرداری فیلم هجرت در منطقه «اسوان» مصر به اتمام رسید. گزارش شبکه الیوم ‌السابع : («احمد صالح»، مدیرکل معبدهای «النوبه» و «ابوسمبل» واقع در منطقه تاریخی «اسوان» با تایید این خبر اعلام کرد: این فیلم با کسب موافقت مراجع مربوطه مصر برای تصویربرداری در منطقه تاریخی «اعقاب» و کوه مغاره کار خود را بدون تحریف به اتمام رساند.

«محمد ابراهیم»، وزیر آثار باستانی مصر در تمامی مراحل تصویربرداری در داخل اماکن تاریخی و معابد همراه با گروه فیلمبرداری بود تا از هرگونه امکان برداشت مشابه ذهنی میان فرعون زمان حضرت موسی(ع) و ملک رامسس دوم ممانعت به عمل آورد و تصویربرداری را فورا متوقف کند.)

در مصاحبه ای پس از پایان فیلمبرداری ریدلی اسکات اعلام کرد : از ابتدا قصد نداشته نسخه تازه ای از فیلم ده فرمان را راهی سینماها کند و قصد داشته به بخشهایی از زندگی حضرت موسی بپردازد که تا به حال به آنها اشاره ای نشده.او بزرگترین جذابیت فیلمش را رابطه موسی و رامسس و جنگ میان آنها پس از دوستی دوران کودکیشان می داند.



کریستین بیل ستاره آثار ماندگاری همچون سه گانه ی شوالیه تاریکی و پرستیژ نیز در مصاحبه اعلام کرد علاقه زیاد او به نقش و داستان سختی های حضرت موسی باعث شده تا با تمام توان نقش را ایفا کند پس از تحمل سختی ها به منظور آمادگی برای حضور درنقش و آسیب دیدگی محدود از ناحیه کمر هنگام فیلمبرداری قصد استراحت تا زمان اکران  فیلم را دارد .

کریستین بیل بازی در فیلم های مهمی همچون ماوراء (Transcendence) ساخته والی فیستر و اورست (Everest) ساخته بالتازار کورماکور را به خاطر بازی در هجرت رد کرده بود . به احتمال زیاد او پس از اکران هجرت و به دنیا آمدن فرزند دومش خود را برای بازی در فیلم تازه جیمز منگولد (سازنده قطار 3:10 یه یوما ) با نام "خداحافظی عمیقاً غمگین" آماده خواهد کرد.



ریدلی اسکات آثار ماندگاری همچون  1492 : فتح بهشت (Conquest of Paradise) ، گلادیاتور (Gladiator) ، سقوط شاهین سیاه (Black Hawk Down) ، حکومت بهشتی (Kingdom of Heaven) و رابین هود (Robin Hood) در کارنامه دارد . آثاری حماسی تاریخی و  با درون مایه های مذهبی ، شاید به همین علت همگان او را بهترین مذهبی ساز تاریخ سینمای هالیوود می دانند و انتظار دارند هجرت او ساختاری بسیار متفاوت از نوح آرنوفسکی داشته باشد . البته پیش از این آثاری همچون محمد رسول الله (The Message) ، ده فرمان (The Ten Commandments) ، مصائب مسیح (The Passion of the Christ) ، مریم مادر عیسی (Mary, Mother of Jesus) و ... فیلمهای خوبی در وصف زندگی پیامبران بودند. از نکات جالب توجه برای ایرانی ها به حضور حمید دباشی، استاد ایرانی دانشگاه کلمبیا بعنوان مشاور آکادمیک پروژه (همچون حکومت بهشتی) و همچنین گلشیفته فراهانی به عنوان بازیگر می توان اشاره کرد.







تاریخ اکران در کشورهای متعدد





گردآوری و ترجمه : شایان حبیبی 

منابع:

http://www.shafaqna.com/persian
http://cinemabox/Exodus2014/News
https://www.facebook.com/exodusmovie
https:/yahoo.com/movies/exclusive-christian-bale-and-joel-edgerton
https://www.facebook.com/hashtag/exodusmovie
http://www.exodusgodsandkings.com
http://www.imdb.com/name/Ridley Scott>Ralated News
http://www.imdb.com/title/Exodus: Gods And Kings>Ralated News
http://www.imdb.com/name/Christian Bale>Ralated News
http://www.imdb.com/name/Steven Spielberg>Ralated News
http://www.imdb.com/name/Ang Lee>Ralated News
http://en.wikipedia.org/wiki/Exodus:_Gods_and_Kings



خواهشمندم به منظور استفاده از مطالب این وبلاگ، نام نویسنده را در پایان ذکر کنید. باتشکر شایان حبیبی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۳ ، ۱۳:۳۲
shayan habibi



«اگر اسمایول نباشد چه کسی به من می‌گوید سوجی؟ اورهان هم می‌گوید سوجی. می‌گوید نره‌غول. نره‌غول این‌جا چه می‌کنی؟ هوس چایی می‌کنم. آقا داداش. به زندگی بیندیش، به این روزهای اندوهباری. نوک دماغم قندیل بسته بود. گفتم تق، شکست. آقا داداش، یک شمع و دو تا قندیل نذرت کرده‌ام که سرما نخوری. یکی این‌طرف و یکی آن‌طرف. تویی آقاداداش؟ خوب بگو. من توقعی از…»


1. معرفی نویسنده
رمان‌: ذوب شده، سمفونی مردگان ،سال بلوا، پیکر فرهاد، فریدون سه پسر داشت، تماماً مخصوص.
مجموعه داستان: پیش روی آفتاب، آخرین نسل برتر، عطر یاس، دریاروندگان جزیره آبی‌تر، آن شصت هزار، آن شصت نفر.(تمام این مجوعه‌ها تحت عنوان «دریاروندگان جزیره آبی‌تر» از طرف نشر ققنوس منتشر شده‌اند.)
نمایش‌نامه: تا کجا با منی، ورگ، دلی بای و آهو، آونگ خاطره‌های ما(سه نمایشنامه آخر در قالب مجموعه‌ای تحت عنوان «آونگ خاطره ما» از طرف نشر ققنوس منتشر شده است.)

عباس معروفی متولد سال 1336 از نسل سوم ادبیات داستان‌نویسی ایران می‌باشد. او فعالیت ادبی خود را از کارگاه ادبی هوشنگ گلشیری آغاز کرد و در آن دوره شاهکار خود، «سمفونی مردگان» را با همراهی و مشورت هوشنگ گلشیری نوشت. او در آذر ماه 1369 سردبیری مجله گردون را به عهده گرفت و توانست این ماه‌نامه تماماً ادبی را تا سال 1374 سرپا نگه دارد. مجله گردون به عنوان یکی از پیشروترین و پربارترین مجلات ادبی ایران به‌شمار می‌رود و موفقیت آن با کمتر مجله‌ای قابل قیاس است. در سال 74 عباس معروفی به دنبال توقیف مجله گردون و شکایت‌هایی که از سوی مراکز دولتی علیه او شده بود از ایران رفت و هنوز در آلمان زندگی می‌کند. او هم‌اکنون انتشاراتی گردون را در برلین دایر کرده و تا به امروز توانسته کتاب‌های ارزشمند زیادی را منتشر کند. وی همچنین کتاب‌فروشی صادق هدایت را نیز تاسیس کرده و در آنجا اکثر کتاب‌های داستانی و شعر ایرانی به فروش می‌رسد. او دو رمان آخر خود، «فریدون سه پسر داشت» و «تماماً مخصوص» را در آلمان نوشت و از طریق نشر گردون منتشر کرد.


2. معرفی کتاب
«سمفونی مردگان» به گفته منتقدان، بهترین اثری‌ست که تا به امروز عباس معروفی نوشته. او در این رمان رئالیسم جادویی را به اوج می‌رساند و فرم‌های جدید روایی را امتحان می‌کند. «سمفونی مردگان» که از چندین موومان تشکیل شده روایت خانواده‌ایست سنتی که در سرمای ادربیل زندگی می‌کنند. آیدین شخصیت اصلی داستان پسری‌ست روشنفکر که در دل جامعه‌ای سنتی و پدری سنتی گیر کرده و به تعارض با تمام پیش فرض‌های آنها رسیده. او عاشق کتاب و ادبیات است و شعر می‌گوید. او در کار خود پیشرفت می‌کند و هر روز موفق‌تر می‌شود ولی مشکل از جایی شروع می‌شود که پدر خانواده که به عنوان نمادی از جامعه استبدادی در این رمان انتخاب شده سعی دارد جلوی او بایستد و او را به شیوه خود تربیت کند. پدر چند بار کتاب‌های آیدین را آتش می‌زند و از خانه بیرون می‌ریزد. او را تحقیر می‌کند و انواع فشارهای جسمی را به او وارد می‌کند تا او را از مسیر خود بازدارد ولی آیدین به عنوان یک روشنفکر وارد جنگی شده که جدای از تلاش برای حفظ زندگی مورد علاقه‌اش، به هنجارها و باورهای ثبت شده در ذهن مردم اجتماع می‌تازد و سعی دارد فردیت خود را در جامعه‌ای استبداد زده به دست بیاورد. فردیت روشنفکری که به هر طریقی توسط هر نیروی خارجی‌ای مورد حمله و تعارض قرار می‌گیرد. آیدین در میانه‌های داستان عاشق دختری ارمنی به نام سرملینا می‌شود و همین موضوع وضعیت او را سخت‌تر از قبل نیز می‌کند و عاشقی بزرگترین ضربه را به او وارد می‌کند.


آیدا خواهر دو قلوی آیدین کمرنگ‌ترین و یکی از تاثیرگذارترین شخصیت‌های این کتاب است. او تنها شخصیتی‌ست که هیچ روایتی در رمان ندارد و به گفته آیدین در آشپزخانه در مرگ تدریجی به سر می برد. آیدا بیماری رماتیسم دارد و مثل تمام زن‌های هم دوره خود و شبیه به مادرش، در زندانی قرار گرفته که زندان‌بانش پدر و جامعه‌ای مرد سالار است. او در این بین نه توانایی عصیان دارد و نه اعتراض. او خاموش در پستوهای آشپزخانه گریه می‌کند و هر روز بیماری‌اش وخیم‌تر می‌شود. آیدا مثل یک موجودی که سرنوشتی از پیش تعیین شده دارد در خلال باقی اتفاق‌های داستان زندگی‌اش پیش می‌رود. یک روز آبادانی به خواستگاری او می‌آید و او را از اردبیل به اهواز می‌برد. از شهری سردسیر و یخبندان به شهری که مثل جهنم گرم است و شرجی. دیگر هیچ کس هیچ خبری از آیدا و سرنوشتش ندارد تا که یک روز آبادانی می‌آید و می‌گوید که آیدا خودکشی کرده و خودش را آتش زده. خبری تلخ که مثل یک روزنامه مچاله می‌شود و به سطل زباله تاریخ می‌رود.
اورهان، برادر کوچک آیدین و آیدا، ضعیف است. شاید ضعیف‌ترین شخصیتی که ادبیات تا به حال دیده. او نه می‌تواند مثل آیدین جذاب و دوست‌داشتنی باشد و نه می‌تواند مثل پدرش قوی. او نماد انسانی‌ست سرخورده. او در تمام عمرش به آیدین حسودی می‌کرده و سعی می‌کند خود را به او برساند و هیچگاه موفق نمی‌شود و این سرخوردگی و شکست داستان را به اوج تلخی و سیاهی خود می‌رساند.
«سمفونی مردگان» روایت انسان‌هایی‌ست که سرنوشت‌شان مرگ و تباهی است و هر کدام به علتی از بین می‌روند. آیدا و آیدین به عنوان دو نماد به هم پیوسته در دو سرنوشت شبیه به هم زیر جبر اجتماع له می‌شوند. یوسف مثل غده‌ای سرطانی نتیجه جنگی‌ست که در اردبیل شکل گرفته و پدر به عنوان نماد استبداد زاییده جامعه و ایازپاسبان و آدم‌هایی از این قبیل می‌باشد. راستی یادمان نرود که آقای لردِ انگلیسی در اردبیل با آن سرمایش، کارخانه پنکه‌سازی! دارد و کارخانه‌اش از سطح شهر چند متری پایین‌تر است. می‌شود به تمام عناصر این داستان به چشم یک نشانه نگاه کرد و همین ارزش کار «عباس معروفی» را بالاتر می‌برد.


3. «سمفونی مردگان» شباهت‌ها و تفاوت‌ها
در دوره‌ای که هوشنگ گلشیری به سراغ ادبیات رئالیسم جادویی رفت غول‌های ادبیات جهان شاهکارهای این ژانر را به تازگی نوشته بودند و دو اثر معروف و جهانی «صد سال تنهایی» به قلم «مارکز» و «خشم و هیاهو» نوشته «ویلیام فاکنر» به فاصله چند سال پیش از شازده احتجاب او نوشته شده بودند. عباس معروفی در اوایل دهه شصت شروع به نوشتن «سمفونی مردگان» کرد و این کتاب به محض انتشار و در همان سال‌ها مورد حمله بعضی از منتقدان قرار گرفت و رمان او را متهم به تاثیرپذیری از این دو رمان معروف کردند. «عباس معروفی» هیچگاه این شباهت‌ها را نپذیرفت و در مصاحبه‌ای گفت که آن زمان که «سمفونی مردگان» را می‌نوشته هیچ کدام از این دو کتاب را نخوانده بوده.
جدای از ادعای نویسنده و مسائل حاشیه‌ای پیرامون این فرضیه، نمی‌توان به شباهت‌های فرمی این کتاب‌ها اشاره‌ای نکرد؛ حال اینکه فرم انتخابی هر سه اثر یاد شده و همچنین شازده احتجاب گلشیری همه از یک دست‌اند و این فرم به عنوان یکی از ابزار این ژانر بوده و شاید نویسنده راه گریزی برای استفاده نکردن از این فرم نداشته.
شخصیت‌های «سمفونی مردگان» و «خشم و هیاهو» نیز از جهاتی شبیه به همند به خصوص شخصیت بنجی و یوسف که از خیلی جهات به هم می‌خورند ولی نکته مهم استفاده نویسنده از این دو شخصیت در پیرنگ داستانی یاد شده است که هر کدام را به نتیجه‌ای جدا و نظری متفادت رسانده است.


4. بررسی یک شاهکار
با تمام این وجود «سمفونی مردگان» یکی از شاهکارهای ادبیات معاصر ما به‌شمار می‌رود. این کتاب تا به حال به انگلیسی و آلمانی ترجمه شده و توانسته جوایز زیادی را نصیب خود کند. در این کتاب نویسنده اجتماعی را به تصویر کشیده که برای ما به هیچ وجه غریبه نیست و به ما تلنگر زده که این سرنوشت می‌تواند سرنوشت هر کدام از ما با هر شخصیتی باشد. انگار که این اجتماع مرگ نخبه‌ها را می‌خواهد و آنها را از بین می‌برد.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۳ ، ۰۹:۰۳
shayan habibi

تاریخچه SuSe
در تاریخ September 2 1992 در ایالت Nuremberg آلمان، جهار دانشجو به نام هاى Roland Dyroff, Thomas Fehr, Burchard Steinbild و Hubert Mantel اقدام به ایجاد یک شرکت نرم افزارى به نام SuSe کردند. ایده اولیه براى تشکیل این شرکت بر مبناى ایجاد یک گروه مشاوره براى UNIX بود. در October سال   1998 آرم رسمى این شرکت که یک آفتاب پرست بود، بعنوان نشان رسمى این شرکت شناخته شد.


این شرکت در ابتدا ارائه دهنده محصولات نرم افزارى و ارائه دهنده کمک هاى فنى به استفاده کنندگان بود. با گذشت زمان این نرم افزار در سال 1996 اولین انتشار خود با نام Linux SuSe آغاز کرد و چندى بعد به بزرگترین شرکت توزیع کننده سیستم عامل Linix SuSe در آلمان تبدیل شد. این نرم افزار همیشه بصورت Open-Sourse بوده و قابلیت اجرا بر روى تمامى سیستم ها را دارد

.

معرفى خانواده SuSe

Linux SuSe  تحت دو نام تجارى openSUSE Linux و SUSE Linux Enterprise مورد استفاده قرار میگیرد.

openSUSE Linux  براى کاربران خانگى طراحى شده و بصورت رایگان وجود دارد. این نسخه حاوى برنامه مدیریت سیستم YAST است. Linux SuSe یکى از بهترین توزیع هاى لینوکس در جهان است. این نسخه محدودیتى براى افراد، از جهت محیط کارى ایجاد نمیکند و تمامى افراد اعم از مبتدى تا حرفه اى قادر به کار با این سیستم عامل هستند.

SUSE Linux Enterprise  : این نسخه براى استفاده در شرکت ها طراحى شده است و حاوى برنامه هاى کاربردى مانند همکارى با چندین سیستم عامل هاى دیگر مانند ویندوز، امنیت نرم افزار، مدیریت سیستم و موارد دیگر میباشد. 

بررسی OpenSUSE 12.1

اوپن‌سوزه توزیعی از گنو/لینوکس است که توسط شرکت ناول پشتیبانی می‌شد. طی ماه‌های گذشته این توزیع فراز و نشیب و ابهام‌های فراوانی را بدلیل تصمیم‌گیری‌های ناول طی کرده است؛ اقداماتی نظیر بستن قرارداد با مایکروسافت و در نهایت خریده شدن توسط کنسرسیوم مشترک اتچمیت و مایکروسافت! مجموعه این فراز و نشیب‌ها باعث مخالفت بسیاری از کاربران این توزیع با سیاست‌های شرکت پشتیبان آن شد. در نهایت نتیجه این کشمکش‌ها این بود که اپن‌سوزه از این پس بعنوان یک توزیع مستقل و جامعه‌محور به فعالیت و توسعه خود ادامه خواهد داد و توزیع تجاری سوزه نیز تقریبا بطور کامل به مالکیت اتچمیت درآمد و نام آن به یک برند مستقل تبدیل شد.

این توزیع دارای نوآوری‌های فراوانی برای خود و دنیای گنو/لینوکس بوده که همیشه آن را در لیست برترین‌ها و پرطرفدارترین‌های این عرصه قرار داده است. نحوه شماره‌گذاری‌ نسخه‌های این توزیع با سایر توزیع‌ها نظیر اوبونتو و یا فدورا کمی متفاوت است؛ در انتشارهای اوپن‌سوزه استفاده از عباراتی نظیر Major Release تقریبا بی‌معنی است. بنابراین ممکن است در این نسخه (12.1) با اینکه اولین نسخه از سری 12 هست شاهد تغییرات چندان اساسی نباشیم.

اوپن‌سوزه با میزکارهای متنوع از جمله GNOME, KDE, XFCE, LXDE منتشر می‌شود و می‌تواند سلائق مختلف را پوشش دهد؛ با این‌حال تمرکز اصلی توسعه‌دهندگان آن بیشتر بر روی محیط KDE بوده و تلاش فراوانی برای آماده سازی آن انجام می‌دهند. در این بررسی هم همانند بررسی فدورا 16 تمرکز اصلی را بر روی خود اوپن‌سوزه خواهیم گذاشت و کمتر به محیط کاربری می‌پردازیم.

در اوپن‌سوزه 12.1 از نسخه 3.1 لینوکس، KDE 4.7.2  ،GNOME 3.2.1 ،glibc 2.14 ،rpm 4.9 و Xorg 7.6 استفاده شده است. همانطور که متوجه شدید این اولین نسخه از این توزیع است که از GNOME 3 استفاده می‌کند (برای نصب گنوم3 در نسخه قبلی (11.4) باید مخزن مخصوص آن را اضافه کنید).




OpenSUSE 12.1 with GNOME 3.2OpenSUSE 12.1 with KDE 4.7.2


نصب

برنامه نصاب اپن‌سوزه سر راست و بدون پیچیدگی‌های آزار دهنده است؛ ولی با این حال به زیبایی و سر راستی نصاب اوبونتو نمی‌رسد. مراحل نصب را با هم بصورت اسکرین‌شات دنبال می‌کنیم…

 

Install-1


در مرحله پارتیشن‌بندی شما قادر خواهید بود که از فایل‌سیستم Btrfs استفاده کنید که اپن‌سوزه امکانات ویژه‌ای را برای استفاده از قابلیت‌های آن در این نسخه‌ی خود به همراه دارد. البته توجه داشته باشید که این فایل‌سیستم همچنان به پایداری لازم نرسیده و ممکن است باعث بروز مشکلاتی شود. علاوه بر این، نکته دیگری نیز وجود دارد که باعث تعجب است. گویا اپن‌سوزه تمایلی برای رها کردن GRUB Legacy ندارد و همچنان بر استفاده از آن بعنوان بوت‌لودر پیش‌فرض اصرار دارد. با توجه به اینکه این نسخه از گراب از فایل‌سیستم Btrfs‌ پشتیبانی نمی‌کند شما مجبور خواهید بود در هر حالت یک پارتیشن از نوع ext4 برای نصب گراب اختصاص دهید.


  


مراحل نصب بدون هیچ مشکلی در مدت زمانی منطقی طی شد. پس از ورود به اپن‌سوزه شاهد یک صفحه خوش‌آمدگویی هستیم که حاوی لینک‌ها و توضیحات مفیدی در مورد پروژه اپن‌سوزه است. محتوای این صفحه بسیار کاربردی و مفید هستند و در شناخت بهتر این توزیع شما را یاری می‌کنند.

عملکرد و تکنولوژی‌ها

اپن‌سوزه 12.1 در این نسخه به جای System V از Systemd بعنوان مدیر سرویس پیش‌فرض خود استفاده می‌کند که این اقدام به شکل محسوسی باعث افزایش سرعت بوت و راه‌اندازی سیستم می‌شود. مطالبی که در بررسی فدورا 16 گفته شد می‌تواند تکمیل کننده توضیحات این بخش باشد و شما را بیشتر با Systemd آشنا کند.

فایل‌های مورد نیاز برای تنظیمات سرویس منیجر Systemd از طریق دایرکتوری /lib/systemd/ در دسترس هستند. همچنین برای دسترسی به تنظیمات مربوط به یک کاربر خاص، می‌توانید از دایرکتوری /etc/systemd/ اقدام کنید. برای فعال/غیرفعال کردن یک سرویس خاص و یا اجرا/متوقف کردن آن می‌توان از دستور systemctl enable|disable|start|stop <name>.service استفاده کرد. باید توجه داشت که هنوز تمام سرویس‌ها بطور مناسب برای کار با Systemd سازگار نشده‌اند؛ بنابراین اگر برای مدیریت سرویسی خاص توسط systemctl با مشکل مواجه شدید می‌توانید از دستور ‎/etc/init.d/<service>‎ استفاده نمایید. برای پی بردن به اینکه کدام سرویس‌ها توسط Systemd مدیریت می‌شوند، دستور systemctl را در نرم‌افزار رابط Bash خود (ترمینال در گنوم و کنسول در KDE) وارد کنید.

در صورتی که از فایل‌سیستم Btrfs برای پارتیشن ریشه (/) و نیز پارتیشن خانگی (‎/home‎‎) استفاده کرده باشید قادر خواهید بود از مزیت‌های ابزار Snapper استفاده کنید. اگر کاربر ویندوز بوده باشید، با ویژگی System Restore آشنایی کامل دارید؛ ویژگی‌ای که کاربر را قادر می‌سازد سیستم خود را به یک تاریخ معین بازگرداند و به پرونده‌ها و تنظیمات از دست رفته‌ی خود دسترسی داشته باشد. این ویژگی بشکلی بسیار گسترده‌تر توسط فایل‌سیستم Btrfs فراهم می‌شود و شاید بتوان اوپن‌سوزه را پیشگام استفاده از این ویژگی نامید؛ البته توجه داشته باشید که در صورت استفاده از نسخه CD، این ابزار بطور پیش‌فرض نصب نخواهد بود و شما باید با استفاده از مرکز کنترل اپن‌سوزه (Yast) اقدام به نصب آن کنید. نحوه عملکرد Snapper بدین شکل است که بطور خودکار پیش و پس از اجرای ابزار مدیریت اپن‌سوزه (Yast) و پکیج منیجر آن (Zypper) یک (به اصطلاح) snapshot از سیستم خواهد گرفت و با مقایسه این دو، کاربر را قادر می‌سازد به نحو موثری تفاوت‌ها را بازگردانی کرده و اشتباهات خود را پوشش دهد. به همین دلیل است که فایل‌سیستم Btrfs را ماشین زمان می‌نامند!

این ابزار علاوه بر کلاینت تحت خط فرمان دارای یک ماژول برای Yast بوده که امکان مدیریت تمام‌گرافیکی آن را به کاربر می‌دهد.

بنابراین شما با استفاده از این ابزار قادر خواهید بود بصورت کاملا گرافیکی به مدیریت snapshotهای خود پرداخته؛ بشکل دوره‌ای snapshot تهیه کنید و یا بصورت دستی از فایل‌سیستم خود snapshot‌ ایجاد کنید. از دیگر قابلیت‌هایی که در اختیار شما قرار می‌گیرد می‌توان به لیست کردن اسنپ‌شات‌ها، مقایسه تغییرات یک فایل مشخص بین دو اسنپ‌شات، گرفتن یک لیست از فایل‌های تغییر کرده بین دو اسنپ‌شات و… اشاره کرد. توجه داشته باشید که هم ابزار Snapper و هم فایل‌سیستم Btrfs ممکن است دارای اشکالاتی باشند و شما را با دردسر مواجه کنند؛ بنابراین تا زمان تکمیل شدن این دو و انتشار پایدار آن‌ها (احتمالا در نسخه آینده) بهتر است فقط بر روی سیستم تست (مثلا ماشین مجازی) اقدام به بررسی این ویژگی کنید.

برای مشاهده اسکرین‌شات‌های بیشتر به اینجا و برای مشاهده راهنمای Snapper در سایت اصلی پروژه، اینجا را مشاهده کنید. همچنین با مراجعه به وب‌سایت رسمی این پروژه، اطلاعات جامع و مناسبی در اختیارتان قرار خواهد گرفت. برای نصب Snapper بر روی نسخه قبلی اپن‌سوزه (11.4) به این راهنما مراجعه کنید.

همانند فدورا، اپن‌سوزه هم فعالیت وسیعی در زمینه‌ی فناوری Cloud دارد و ویژگی‌های منحصر بفردی را نیز در این نسخه معرفی کرده است. این توزیع، یک سیستم‌عامل ایده‌آل برای امور پردازش ابری محسوب می‌شود. اپن‌سوزه 12.1 با داشتن کرنل جدید قادر است بصورت مستقیم بر روی Amazon EC2 cloud اجرا شود. در حیطه میزبانی (Host) شاهد آخرین تکنولوژی‌های مجازی‌سازی نظیر قابلیت مدیریت Xen 4.1 ،KVM و VirtualBox بوسیله آخرین نسخه ابزار Virt-manager و open-vm-tools هستیم.

اپن‌سوزه 12.1 برای اولین بار در دنیای گنو/لینوکس فناوری OwnCloud را با میزکار ترکیب کرده است. لازم به ذکر است که OwnCloud یک پیاده‌سازی متن‌باز برای خدمات ذخیره‌سازی و پردازش ابری‌ است که قرار است نسخه سوم آن در اوایل سال 2012 منتشر شود. همچنین مخزن ویژه‌ای که مخصوص امور پردازش ابری و مجازی‌سازی است، آخرین نسخه ابزارهای Eucalyptus ،OpenNebula و OpenStack را در اختیار کاربران قرار می‌دهد.

در حیطه مدیریت سرور، ابزار مدیریت از راه دور سیستم، با نام WebYaST ارائه شده است که یک رابط تحت وب بهبود یافته برای مدیریت سیستم‌های مبتنی بر اپن‌سوزه از راه دور بوده و در این نسخه با ماژول‌های جدید و کارایی بهتری عرضه شده. برای اطلاع دقیق‌تر از ویژگی‌های مربوط به سرور و Cloud در اپن‌سوزه 12.1 به این صفحه مراجعه کنید.

WebYaST
WebYaST

اپن‌سوزه همچنین اولین توزیعی است که زبان برنامه‌نویسی جدید Go را که متعلق به گوگل است پشتیبانی می‌کند.

از توضیحاتی که ارائه شد این‌گونه برمی‌آید که اپن‌سوزه توزیعی مشابه فدورا است که تمرکز خود را بر روی تکنولوژی‌های نوین و پوشش دادن نیازهای ویژه‌ی کاربران حرفه‌ای و یا کلان گذاشته است؛ ولی این طرز تفکر چندان به‌جا و صحیح نیست. بدون شک می‌توان اپن‌سوزه را در تمام-گرافیکی بودن نیز پیشرو و کامل دانست. در اغلب توزیع‌ها (حتی اوبونتو) برای انجام بسیاری تنظیمات مجبور به استفاده از خط فرمان خواهید بود؛ و این در حالی است که اپن‌سوزه از مدت‌ها پیش ابزار مدیریت سیستم خود را با نام Yast توسعه می‌دهد. ابزاری که اغلب جنبه‌های مدیریتی سیستم‌عامل را بصورت کاملا گرافیکی تحت پوشش خود قرار می‌دهد؛ حتی همانگونه که مشاهده کردید برای استفاده از قابلیت‌های Snapper نیز یک ماژول ویژه برای این مرکز کنترل وجود دارد. این برنامه از مراحل نصب گرفته، تا مراحل ویرایش گراب شما را یاری خواهد کرد و تا حدود زیادی شما را از وجود ترمینال بی‌نیاز می‌کند. البته بدلیل گستردگی، ممکن است کاربران تازه‌کار تا حدودی در استفاده از Yast سردرگم شوند؛ ولی با کمی کاوش و زیر و رو کردن به راحتی به زیر و بم آن مسلط خواهند شد. اپن‌سوزه همچنین در میان توزیع‌های گنو/لینوکس یکی از زیباترین آرت‌ورک‌ها (کارهای هنری) را دارد.

YaST-Control-Center
YaST Control Center

عملکرد اپن‌سوزه با استفاده از فایل‌سیستم Btrfs چندان سریع و قابل قبول نبود ولی با استفاده از ext4 بعنوان فایل‌سیستم پیش‌فرض سرعت عملکرد، بالا و رضایت‌بخش بود. در استفاده از میزکار KDE کرش‌ها و اشکالاتی در اجرا و استفاده از برنامه‌ها مشاهده شد. همچنین چندین بار نصب برنامه‌ها از طریق پکیج منیجر گرافیکی آن (Apper) با مشکل مواجه شد و ما را مجبور به استفاده از خط فرمان و یا Yast کرد. هم فدورا و هم اپن‌سوزه با وجود پیشرو بودن و تکنولوژی‌های جدیدشان باید در پایداری انتشار پیش‌فرض دقت بیشتری به خرج دهند و در روند رفع باگ خود تجدید نظر کنند.

از نظر شناسایی سخت‌افزارها، اپن‌سوزه سرآمد اغلب توزیع‌های دیگر گنو/لینوکس است و بسیاری اعتقاد دارند این توانایی بالا در شناخت و راه‌اندازی سخت‌افزارها از نتایج همکاری‌های ناول و مایکروسافت است. با توجه به سابقه عجیب مایکروسافت در باج‌گیری و شکایت‌های متنوع از سایر رقیبان، باید امیدوار باشیم بعنوان یک نتیجه دراز مدت شاهد دردسرسازی‌های این شرکت برای توزیع اپن‌سوزه و در مجموع کل دنیای گنو/لینوکس نباشیم.

نرم‌افزارها و مدیریت بسته‌ها

اپن‌سوزه 12.1 از برنامه Apper بعنوان رابط گرافیکی مدیریت مخازن خود بهره می‌برد که در حقیقت تغییر نام یافته‌ی همان KPackageKit است. با این حال بنابر گفته‌های توسعه دهنده آن، Apper سریع‌تر و پایدارتر از KPackageKit خواهد بود.


First Apper is based on my rework of packagekit-qt which is called packagekit-qt2, and this rework makes Apper much faster than KPackageKit was, the inner details is that we don’t use the huge QSharedPointer for packages and don’t create a bunch of useless stuff unless the user asks, I didn’t measured the time but first time you run it you will surely notice. This also means Apper is more stable since packagekit-qt2 has a cleaner code and a nicer API. Second Apper has several user interface changes and a much nicer integration with KDE.


Apper
Apper

از زمانی که پشتیبان رسمی اپن‌سوزه، یعنی شرکت ناول، بطور کامل فروخته شد و این توزیع تبدیل به یک توزیع جامعه‌محور شد ابهام‌های فراوانی در مورد آینده آن بوجود آمد. عده‌ای معتقدند تمرکز و کیفیت کاری، در این توزیع کاهش داشته و اثر مستقیمی بر روی سرعت و کیفیت پکیج کردن برنامه‌ها و قرار گرفتن آن‌ها بر روی مخازن داشته است. با این حال این مورد مگر با استفاده دراز مدت بطور دقیق مشخص نمی‌شود و برای اطلاع از صحت آن باید به نظرات کاربران این توزیع مراجعه کرد. اگر کاربر همیشگی اپن‌سوزه هستید، شاید بخش نظرات همین پست مکان مناسبی برای پاسخ‌گویی به این سوال باشد…

اپن‌سوزه در حیطه نرم‌افزارهای پیش‌فرض کمبودی ندارد و با ارائه نرم‌افزارهای پیش‌فرض KDE و گنوم در این دو میزکار می‌تواند به خوبی نیازهای کاربران را پوشش دهد. البته به یاد داشته باشید که این توزیع بصورت پیش‌فرض کدک‌های انحصاری مولتی‌مدیا و سایر برنامه‌های غیرآزاد (بجز باینری‌های غیرآزاد کرنل!) را به همراه ندارد و در صورتی که اصرار به استفاده از آن‌ها دارید باید خودتان آستین‌ها را بالا زده و به نصب آن‌ها بپردازید.

مرورگر پیش‌فرض این نسخه، فایرفاکس 7.0.1 است که بخاطر سرعت گرفتن روند شماره‌گذاری و انتشار این مرورگر، یک نسخه از نسخه پایدار فعلی (در زمان نگارش این مقاله) عقب است. همچنین در این نسخه کرومیوم 17 نیز از طریق مخازن قابل دریافت است. برنامه مرور و ویرایش اسناد اداری نیز در این نسخه، مانند بسیاری توزیع‌های دیگر LibreOffice است.

نتیجه‌گیری

سعی شد در این بررسی بصوت مختصر به پوشش دادن ویژگی‌های متمایز اپن‌سوزه 12.1 پرداخته شود و کمتر مسائل حاشیه‌ای به میان آورده شود. شاید بتوان گفت این توزیع هنوز آینده چندان شفاف و واضحی ندارد؛ آیا اپن‌سوزه می‌تواند همچون دبیان و یا سایر توزیع‌های جامعه‌محور موفق، راه روشنی داشته باشد؟

فارغ از اینگونه دغدغه‌ها اگر اقدامات عجیب ناول را در بستن قراردادهای مختلف با یکی از بزرگترین دشمنان آزادی نرم‌افزار (که هنوز نمی‌توان منفعت‌ها و زیان‌های دقیق آن را برآورد کرد) کنار نهاده و به اپن‌سوزه با دید فنی نگاه کنیم مجبور به اقرار خواهیم بود که این توزیع خدمات بزرگی به گنو/لینوکس کرده است. اگر همین قراردادها بعدا به شکل پتنت و حق‌انحصار گریبان کاربران و توسعه‌دهندگان اپن‌سوزه (و یا حتی کل گنو/لینوکس) را نگیرد شاید بتوان گفت با توزیعی آینده‌دار مواجه هستیم. توزیعی که به نحوی عجیب پاسخگوی وسیع‌ترین طیف کاربری، چه حرفه‌ای و چه تازه کار بوده و بروز بودن و نوآوری را برای آن‌ها به ارمغان می‌آورد.

نسخه 12.1 یک انتشار نسبتا مهم برای تیم توسعه آن بود. نسخه قبلی یک نسخه تقریبا بی سر و صدا بود و با پایداری مناسب و عدم وجود تغییرات اساسی سعی کرده بود چندان چالش برانگیز نباشد. در نقطه مقابل انتشار قبلی، این انتشار ویژگی‌های تحسین برانگیزی را به جامعه گنو/لینوکس و نرم‌افزارهای آزاد ارائه کرد که حتی اگر دارای ایرادات فراوان هم باشند پیشرفتی مهم محسوب می‌شوند که در نسخه‌های آینده بهبودهای فراوانی را در آنها شاهد خواهیم بود.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۳ ، ۱۳:۱۴
shayan habibi


عنوان فیلم : مهاجرت  - The Immigrant

محصول 2013 آمریکا کمپانی Kingsgate Films ژانر : درام 


کارگردان : جیمز گری (James Grey) فیمنامه نویسان : ریک منلو (Ric Menello) و جیمز گری (James Grey)

مدیر فیلم برداری : داریوش خُنجی (Darius Khondji) آهنگساز : کریس اسپلمن (Chris Spelman)


بازیگران : ماریان کوتیارد (Marion Cotillard) خواگین فِنیکس (Joaquin Phoenix) جرمی رنر (Jeremy Renner)

مدت زمان فیلم : 120 دقیقه - زبان : انگلیسی - تاریخ اکران فیلم : 16 می 2014



خلاصه داستان : ایوا و خواهرش مگدا از زادگاهشان لهستان عازم ایالات متحده می شوند تا زندگی جدیدی رو شروع کنند اما پزشکان در ایالات متحده در می یابند که مگدا مبتلا به بیماری است به همین دلیل این دو خواهر را از یکدیگر جدا می کنند. ایوا که از خواهرش جدا شده و در خیابانها سرگردان است، با برونو آشنا می شود که...

 


 

نگاه : آغاز فیلم با نمایی از مجسمه آزادی شروع می شود . مردی را می بینیم که به مجسمه نگاه می کند ، سپس با یک کات به موقع مهاجرانی را می بینیم که در حالتی بلاتکلیف ، منتظر ایستاده اند .

از همین ابتدا فیلم با بیان یک تضاد آغاز می شود . جنگی که آزادی را از مهاجرانی همچون اوا ( ستون اصلی فیلم با بازی ماریان کوتیارد ) و خواهرش ماگدا گرفته است . آزادی در زندگی ، آزادی در بیان و کمی جلوتر می بینیم که آزادی در تفکر و حتی رفتار از آنها صلب شده است .  میتوان گفت فکر اصلی حاکم بر فیلم همین تضاد و تناقض است ...

در آغاز فیلم با معرفی اوا و ماگدا متوجه شخصیت پردازی ضعیف عناصر اصلی فیلم می شویم . شخصیت های سرد که چیزی درباره گذشته آنها به ما گفته نمی شود . و در ادامه نیز با بیانی ضعیف از گذشته همراه می شود و همچنان مبهم است . اگر چه ورود برونو ( با بازی خواگین فِنیکس ) خبر از آغاز یک فیلم خوب و تاثیر گذار را می دهد . اما این احساس دقایقی بیشتر دوام ندارد . در کل شخصیت پردازی های ضعیف تا پایان فیلم و گذشته های مبهم همچنین شکستهای پوچ در روند فیلم گاه غیر واقعی و فانتزی به نظر می آید.


در ابتدا اوا دختری پاک و معصوم به بیننده معرفی می شود که به سختی و ناخواسته این معصومیت را به دلیل اجبار برونو از دست می دهد . اما چنین دختر معصوم و مذهبی چطور به این نوع رفتار سوق پیدا می کند ، چطور به راحتی تن به دزدی می دهد و در ادامه این تناقضها فراتر هم میرود. حوادث تلخ و روند دراماتیک فیلم تنها در جهت تلخی بیش از حد داستان و پر کردن زمان در فیلم قرار دارند ، همین سبب شده تا از نشان دادن عمق احساسات جلوگیری شود . همانند حضور امیل ( با بازی جرمی رنر ) و رابطه ی عاشقانه ی او با اوا که می تواند بسیار تاثیر گذار و جذاب باشد اما با کارگردانی ضعیف بسیار سطحی جلوه می کند.



تمام روابط به جای تاثیرگذاری با پوسته ای ضخیم از خشکی و غم پایمال می شود . در سکانس دومی که امیل ، اوا و برونو هر سه در اتاق حضور دارند، امیل و برونو هر دو عاشق اوا هستند و دوئل ضعیف آنها که قرار است مرگ امیل را در این سکانس رقم بزند و باید ماندگار ترین سکانس فیلم نام بگیرد ، تنها به یک جنگ بسیار خشک و بی روح و سرانجام مرگی بی موقع و ضعیف امیل بدل شده است .

اما پایان فیلم که باید همچون دیگر فیلمهای جیمز گری بسیار مهم باشد ، اینبار ضعیف و دارای یک تناقض در سیر داستانی ست که تعریف می شود . زنی که به زندگی برونو آمد و سبب شد زندگی آرام او به هم بخورد و او همه چیزش را از دست بدهد و به خاک سیاه بنشیند ، خرسندانه خواهرش را ( رها از بند بیماری و سالم ) بدست می آورد تا با هم مهیای سفری تازه شوند و این مخالف حرفهای کشیش پیرامون مجازات او توسط خداست

به جای اوا ، این برونو ست که مجازات می شود .



اما در پایان می خواهم اشاره ای داشته باشم به بزرگترین نقطه ی ضعف فیلم . از نظر بسیاری از منتقدان جهان بزرگترین نقطه ی ضعف فیلم در سکانس کلیسا با دیالوگهای متناقض اوا رقم می خورد . اما به نظر من دیالوگها در آن سکانس از ابهام خوبی برخوردار شده و همچنان حوادث رخ داده در کشتی به طور واضح فاش نمی کند البته بهتر بوده در نوشتن فیلمنامه خصوصا در این  بخش تجدید نظری صورت بگیرد . اما به نظر بزرگترین نقطه ضعف فیلم در جایی دیگر رقم می خورد . زمانی که پول آزادی ماگدا راهم می شود . اوا این پول را به راحتی از طریق خاله و شوهر خاله اش دریافت می کند . اگر گرفتن پول از آنها انقدر آسوده بود چرا در ابتدای داستان این امر مهم اتفاق نیفتاد . پس از دست رفتن مصومیت اوا و سختی های فراوان او و حتی برونو برای تهیه این پول ، آماده شدن راحت آن تنها با چند قطره اشک از سوی اوا در مقابل خاله اش بزرگترین نقطه ی ضعف فیلم است که روند کلی داستان فیلم را زیر سوال می برد .


خواهشمندم به منظور استفاده از مطالب این وبلاگ، نام نویسنده را در پایان ذکر کنید. باتشکر شایان حبیبی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۲۷
shayan habibi